
    <rss version="2.0">
      <channel>
        <title>پازل های انسانی</title>
        <link>http://www.ASPNETNews.com/Headlines/</link>
        <description>
         
        </description>
  
        <item>
          <title>این سایت در حال بازسازی است</title>
          <description>
             بازدیدکننده ی محترم.به علت حمله ی یکسری هکر نیمه محترم به سایت های سروری که  این سایت هم جزو آن است، بخش هایی از آن دچار اختلال شده است و برای نمونه برخی از تصاویر حذف شده اند. در اولین فرصت این مشکل رفع خواهد شد...یا دستکم امیدوارم رفع شود!
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=302
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>بیگانه</title>
          <description>
             ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=301
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>تغییر/کارل یونگ</title>
          <description>
             تا زمانیکه چیزی را نپذیریم، نمی توانیم آنرا تغییر دهیم.
کارل گوستاو یونگ(1961-1875)

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=300
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>منطقی یا انسانی؟</title>
          <description>
             ذهن آدمی قادر و حاضر است تا برای هر تصمیم خرد و کلانی، ده ها و صدها دلیل&quot;منطقی&quot; بیاورد. دلایل یک خیّر اجتماعی و یک مهاجم انتحاری برای عملکردشان به یک میزان محکم و قوی است. بنابراین ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=299
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>انسان در جستجوی هویت خویشتن/کارل گوستاو یونگ</title>
          <description>
             فصل اول/سیمای روح معاصر:اگرچه بشریت از همان آغاز دوران باستان و همچنین سده های میانی به ذاتی بودن روح ایمان داشت، اما در نیمه ی دوم سده ی نوزدهم، نوعی «روان شناسی بدون روح» پیدایش یافت و به سبب نفوذ «ماده گرایی علمی» هرآنچه که موجودیتش به چشم نمی آمد و لمس نمی شد، مورد تردید قرار می گرفت یا به عنوان امری فراسوی طبیعت جنبه ی خارق العاده و خوفناکی پیدا کرد...البته بی انصافی است که فلسفه و علوم طبیعی را مسبب چنین واژگونی کاملی بدانیم. در تمام دوره ها بودند فیلسوفان و دانشمندان هوشمندی که با برخورداری از توانایی کشف و شهود برتر و اندیشه ای ژرف تر، علیه این واژگونی عقاید و برداشت های غیرمنطقی موضع گرفتند. ولی از آنجا که بیشتر به خود متکی بودند، توده ی مردم را از دست دادند و تلاش آنان نتوانست آن امتیاز و احساس همگانی که جبهه ی فیزیک را به اوج رساند، مغلوب کنند...ما درست شبیه انسان های بدوی، نخست به طور ناخودآگاه رفتار می کنیم و انگیزه ی کنش خود را مدت ها بعد درمی یابیم و در این فاصله به انبوهی از استدلالات و عقلانیت های تقریبی متوصل می شویم. ماده هم برای ما به همان اندازه ناشناخته است که روح...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=297
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>تکیه</title>
          <description>
             آدم همواره از سویی می افتد که به آن تکیه کرده است.
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=296
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>598</title>
          <description>
             اوایل سال 68 بود و من دانشجوی سال سوم پزشکی تهران بودم و محسن دانشجوی پزشکی شیراز. اواخر جنگ ایران و عراق بود که در قالب یک طرح شش ماهه ی اجباری پزشکان را می فرستادند جبهه تا در بیمارستان های جنگی- که دستکم در فیلم ها دیده بودیم که چه کربلایی است- رزمندگان مجروح را دوا درمان کنند. این را هم بگویم که من و محسن و کیوان(که دانشجوی پزشکی کرمان بود) هر وقت در دوران دبیرستان و بعد در مرخصی های تحصیلی با هم بودیم بندرت چیزی در اطرافمان پیدا می شد که سوژه ی خنده های سرخوشانه ی جوانی مان نشود. برای نمونه یکبار در یکی از غمبارترین صحنه های تراژدی هملت در سینما آنقدر به دیالوگ های بازیگران گیر دادیم و خندیدیم که صدای اطرافیان در آمد و مجبور شدیم تا درگیر نشده ایم بزنیم بیرون. درهمین حال و هوا که حس و فکرمان کم و بیش بارها پیش از این به گونه ای شده بود که انگار قرار بود ما را فردایش بیندازند در قفس شیر و پلنگ یک شب خواب دیدم که...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=295
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اراده ی تمام قد در بدنی نیم قد</title>
          <description>
             کنی ایستردی((Kenny Easterday مردی 35 ساله‌ی آمریکایی است با یک بیماری نادر به نام فقدان دنبالچه (sacral agenesis)، که باعث شده ستون مهره‌های کمری‌اش ناکامل باشد. پزشکان پاهای ناقص او را وقتی ششماهه بود، قطع کردند تا ازاستخوان ساق پای او برای ترمیم ستون مهره‌های رشد نیافته اش استفاده کنند. کنی هرگز صندلی چرخدار را دوست نداشت و از پذیرش پاهای مصنوعی خودداری می کرد. بنابراین، به کمک پدرش آموخت تا بر دست هایش یا با تخته اسکیت جابجا شود.در سال 1988...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=294
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دکتر آلبرت شوایتزر</title>
          <description>
             موفقیت کلید شادمانی نیست.شادمانی کلید موفقیت است.
 اگر شیفته ی کارتان هستید،بی شک موفق خواهید شد.
دکتر آلبرت شوایتزر(1875-1965)

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=293
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شق القمر/در باب طرح پزشک خانواده ی سازمان محترم تامین اجتماعی</title>
          <description>
             بي‌مقدمه مي‌روم سر اصل مطلب كه مقدمه‌اش گوش فلك را هم پر كرده است. هر چه تعارف هم در اين حين و بين تكه‌پاره كرديم باد هوا بُرد كه بُرد. ما همين كه تافته‌ي جدابافته نباشيم و در جوار همكاران دودستي كلاه‌مان را بچسبيم باد نَبَرد، كلي هنر كرده‌ايم. كج‌اندامي‌هاي شتر اين طرح را دوستان آن‌چنان به دقت و ظرافتي ستودني برشمرده‌اند كه جز زانوي خاك‌آلوده‌اش به من نرسيد. اين شتر هم از آن شترهاست كه متخصص و عمومي نمي‌شناسد و وارد شهر كه شود دير يا زود بر در هر خانه‌اي خواهد نشست. كانون زلزله‌ي هفت ريشتري‌اش هم كه ما باشيم، آخر كار گسل‌هاي باز شده‌اش همه را فرو مي‌بلعد. 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=292
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ندانستگی</title>
          <description>
             دانایی برتر آن است که بدانیم چه هنگام  دل و جان به دریای ندانستگی بسپریم تا در اَبَرامواج دانستگی هایمان غرق نشویم.
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=291
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ما، پارینه سنگی های متمدن</title>
          <description>
             هفتم: این کاریکاتور اثر &quot;محمد الزواوی&quot; کاریکاتوریست چیره دست لیبیایی است. همانگونه که پیداست در این کارتون دو راننده، پس از تصادف خودروهایشان و درتنش ناشی از آن، در روندی نزولی از پوسته ی شخصیت ساختگی و بیرونی شان بدرآمده و ماهیت درونی و واقعی شان را آشکار می کنند. به نقاب های فروافتاده ی خندان این پارینه سنگی های متمدن دقت کنید. این واقعه که بارها و بارها در برخوردهای روزمره مان به درجاتی نمود می کند به گونه ی دردآوری نشان می دهد که گاه آنچه &quot;می نماییم&quot; با آنچه &quot;هستیم&quot; تا چه میزان متفاوت است و ما چه خوب یاد گرفته ایم که در پس ظاهری پذیرفتنی، باطن ناپذیرفتنی مان را پنهان کنیم. ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=290
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آیینه رویا</title>
          <description>
             این غزل از دیوان حافظ رو جور دیگری دوست دارم.سادگی و صمیمیت و صداقتی در آن هست که شیفته اش هستم. طوری نیست که مجبور باشی برای تفسیر و تاویلش تمام نرم افزار ذهنت را درگیر کنی که به سه چهار بیت نرسیده &quot;هنگ&quot;کند!. راستش دروغ چرا.بقول مش قاسم تا قبرآآآآ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=289
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>جمجمه ی جنگ</title>
          <description>
             سه چیدمان زیبا که باطن جنگ را بخوبی ظاهر می کند.
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=286
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خون پرچرب، غنی شده با قند!</title>
          <description>
             بالاترین میزان چربی خون که در یک آزمایش دوره ای در یک بیمار دیده اید چقدر بوده است؟
برگه آزمایش زیر نتیجه ی یک بررسی نمونه ی خون از مرد 51 ساله در یکی از شهرهای اطراف رشت است. وی فردی تنومند، قوی بنیه و فعال بود که از هیچ کسالتی شکایت نداشت و تنها به خواهش( یا بهتر بگویم، تهدید!) همسرش برای انجام آزمایش مراجعه کرده بود. نتیجه ی آزمایش دوبار دیگر در دو آزمایشگاه جداگانه تکرار شد و هر بار کمابیش همان نتایج به دست آمد....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=285
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آن پزشک&quot;سواد&quot;دارد</title>
          <description>
             اول: در روزگار دانش آموزی، در کلاس سوم راهنمایی تحصیلی، همکلاسی داشتیم به اصطلاح عوام الناس &quot;خدای شر&quot;، که معدل نمراتش بین نه و ده در نوسان بود و هیچ بنی بشری از آزارش در امان نبود. یک بار هم سر صف صبحگاهی رسما به لقب &quot;بدترین دانش آموز مدرسه&quot; مفتخر شد چرا که مدادش را تا نیمه در گوش بغل دستی اش فروبرده بود و ما هم حکما به شیوه ی تعلیم و تربیت قرون وسطایی مقام محترم معاونت مدرسه، مکلف شدیم تا پرده ی آخر صدای دورگه مان &quot;هو&quot;اش کنیم تا عبرت بگیرد! با این همه این همکلاس محترم به دلایلی مورد توجه ما هم بود چرا که برخلاف ما &quot;بچه مثبت&quot; ها...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=284
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هنر بیمار سازی</title>
          <description>
             &quot;بیمار سازی&quot; هنری است که برخی از پزشکان و داروسازان در آن تبحر زیادی دارند.در این روند با یک تلقین منفی بر اساس شواهد مبهم به یک فرد سالم اینگونه القا می شود که بیمار است و نیاز به مراقبت و درمان های طبی دارد. این کار برخلاف توصیه بر تغییر &quot;شیوه ی زندگی&quot; یا به گفته ی فرنگی ها &quot;لایف استایل&quot; درآمد زا و دردسترس است، بنابراین طرفداران زیادی بین مردم و پزشکان دارد. هرچند در آنسو...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=283
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>گوزن کریسمس/موردیلو</title>
          <description>
             گوزن کریسمس/کاریکاتور نابی از گیلرمو موردیلو، کاریکاتوریست برجسته ی آرژانتینی
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=282
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>طوفان/هایکویی از کیوروکو</title>
          <description>
             نخستین چیزی/که توفان بر خاک خواهد افکند/مترسک
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=280
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>عجله کار شیطان است</title>
          <description>
             سال ها پیش بود...پیرمرد، شیرین نود سالی داشت. تا دونفری که زیر بغلش را گرفته بودند قدم به قدم رساندندش به اتاق و تخت معاینه در درمانگاه یک ربع ساعت نفله شد. عفونت ریه داشت و بدجور سرفه می کرد اما با این وجود سرحال بود و نشانه های محوی از یک جذبه ی دوردست را می شد در او تشخیص داد. گفتم چند تا سیگار در روز می کشی؟ بور شد و با تحکم گفت:...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=279
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ای دیر بدست آمده/عبدالواسع جبلی</title>
          <description>
             ای دیر بدست آمده بس زود برفتی/

آتش زدی اندر من و چون دود برفتی/

چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی/

چون دوستی سنگدلان زود برفتی/

زآن پیش که در باغ وصال تو دل من/

از داغ فراق تو بر آسود برفتی/

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=278
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ستاره فشان</title>
          <description>
             هرگز ندانستم چگونه/
در گم گشتگی های صحرای دلم/
آهوی تیزپای حضورت/
                  هر بار/بی اندکی تردید/
                            واحه ای می یابد...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=277
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کینو/کودک طبیعی</title>
          <description>
             باز هم کینوی بی همتا.در این کارتون، مادر نگران و مضطرب از اینکه دختر بچه اش بجای اینکه مانند تمام بچه های امروزی، میخ تلویزیون شود گلدوزی و عروسک بازی می کند و کتاب می خواند ،او را نزد پزشکی می برد که...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=276
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title> AWAKENINGS(رستاخیز)</title>
          <description>
             با این که سالیانه صدها فیلم در چهار سوی دنیا ساخته می شود، فیلمی در قواره و توان یک شاهکار هنری، با پشتوانه ی ادبی یا علمی کافی که اندیشه و احساس را به یک میزان برانگیزد نادر است و بدور از هیاهوهای ُاسکار و َکن واین و آن فستیوال، ته غربال انبوه این فیلم ها گاهی چند فیلم بیشتر برجای نمی ماند.فیلم AWAKENINGS یا &quot;بیداری ها&quot; که به گمانم ترجمه ی بهتر برای آن،&quot;رستاخیز&quot; است، یکی از این نوادر سینماست. فیلم ساخته ی کارگردان آمریکایی پنی مارشال در سال 1990 است و بر اساس کتابی به همین نام از دکتر اولیور ساکس، نورولوژیست و محقق انگلیسی ساخته شده است و در مورد بیمارانی است که پس از همه گیری انسفالیت لتارژیکا (Encephalitis Lethargica) – به مفهوم التهاب مغزی خواب آورنده – در سال های 1917 تا 1928 زنده مانده بودند. بسیاری ازاین بیماران که در دهه های اول عمرشان به این بیماری مبتلا شده بودند، سال ها بدون امید بهبود در وضعیت کاتاتونیک و در حالی که رابطه شان با دنیای بیرون گسیخته شده بود بصورت پانسیون در بیمارستان ها و آسایشگاه ها نگه داری می شدند. حرکات و رفتارهای این بیماران بشدت در چند وضعیت رفتاری و حالت بدنی بی آنکه قادربه کلمه ای سخن گفتن باشند محدود شده بود و بدون کمک پرستاران و خانواده درعمل توانایی اداره و ادامه ی زندگی نداشتند....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=275
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سیتالوپرام</title>
          <description>
             چند سال پیش در مطب قدیمی...منشی گفت: شوهر یکی از بیماران اومده ازتون یه سوال داره. هرچی اصرارمی کنم هم نمی گه کارش چیه. ناخودآگاه بوی دردسر به مشامم رسید. گفتم:بگو بیاد تو ببینم حرف حسابش چیه. مردجوان قدبلند ی با قیافه ای جدی وارد اتاق پزشک شد. به خودم لعنت فرستادم که چرا هر جور شده بود تا به حال یک شوکر یا اسپری اشک آور دست و پا نکردم. اتاق هم که فقط یک در داشت...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=271
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سینما درمانی</title>
          <description>
             ارتباط میان سینما و روان‌کاوی چندگانه است. سینما گاه تصویری از اختلال‌های روانی، روان‌درمانی و روان‌کاوی نشان داده است. گاه پیچیدگی‌ها یا نا‌به‌سامانی‌های روانی، منطق شکل‌گیری روایت‌های سینمایی بوده‌اند. برای نمونه، روایت داستان بر اساس منطق خواب یا گسیختگی روان، یکی از شیوه‌های محبوب روایت در سینما است. رویکردهایی بر مبنای از هم گسیختگی،سیالیت ذهن،جابجایی عناصر و در هم ریختن منطق زمان و مکان و نسبت‌های دنیای بیداری از فیلم کوتاه «سگ آندلسی» لوییس بونوئل تا بسیاری از آثار دیوید لینچ (بزرگراه گم‌شده، جاده مالهالند، اینلند‌امپایر و...) و در فیلم‌هایی همچون «چشمانت را بازکن» (آلخاندرو آمنابار)، «بمان» (مارک فورستر)،«نردبان جیکوب» (آدرین لین) و...به چشم می‌خورد.
جز خود سینما، تحلیل و نقد سینما نیز گاه آمیخته با مفاهیم روانکاوی است و از مفاهیم و پدیده‌های به‌ظاهر نا‌مربوط با مقوله روان، تعبیرهایی روانکاوانه به دست داده است. 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=270
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>فیش غذا،کلاس اضافه</title>
          <description>
             سال اول دانشجویی در &quot;تهران&quot;، ما &quot;شهرستانی&quot;ها که ناسلامتی از مرکز استان گیلان هم آمده بودیم( شهر قبلی و کلانشهر فعلی رشت) را انگار از تُنگ انداخته اند در دریاچه. همه چیز و همه کس  به نظرمان ندیده و نشناخته می آمد و ناخواسته جلوی تهرانی ها همه جوره کم می آوردیم. حرکات و سکنات تهرانی ها معمایی بود بی سر و ته که با هیچ علم و اخلاقی جور در   نمی آمد. انگار خداوند- بد یا خوب- تهرانی ها را سر صبح، قبراق و سرحال که بوده خلق کرده و ما شهرستانی ها را آخر شب، خسته و کوفته! بدتر از همه گویش و لهجه ی همه ی شهرستانی ها بود که بی انصاف جلوی لهجه و گویش تهرانی ها، کانه آفتابه ی مسی بود...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=269
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>وندالیسم</title>
          <description>
             وندالیسم(Vandalism) به آن دسته از بزهکاری هایی گفته می شود که هدف اصلی در آن ها، ویرانگری عمدی، آگاهانه و خودخواسته ی اموال عمومی است. وندال ها کسانی هستند که به دلایلی در برابرهرآنچه زیبا و کاربردی است و متعلق به همه‌ی مردم است ، نوعی گرایش تعمدی به رفتارهای نامسئولانه و تخریب گرایانه ، دارند. با وجود پیشینه ی کهن، در کاربرد روان شناختی و جامعه شناختی، به تنازع بیمارگونه با نشانه های امروزین تمدن، &quot;وندالیسم&quot; گفته می شود. 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=268
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آبگینه ی عمر/احمد شاملو</title>
          <description>
             یله/
بر نازکای چمن/
رها شده باشی/
پا در خنکای شوخ چشمه ای،/
و زنجره/
زنجیره بلورین صدایش را ببافد./
در تجرد شب/
واپسین وحشت جانت/
نا آگاهی از سرنوشت ستاره باشد...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=267
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کلیک!</title>
          <description>
             دو تبلیغ خلاقانه در خصوص اهمیت بستن کمربند ایمنی در اتوموبیل:
&quot;یک کلیک می تواند آینده تان را تغییر دهد، کمربندتان را ببندید&quot;

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=266
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ریو</title>
          <description>
             فیلم کارتونی «ریو» درباره ی یک طوطی ماکائو برزیلی است که از زمان جوجگی به دست صیادان می افتد و پیش از آنکه با رمز و رازهای زندگی درحیات وحش آشنا شود و حتی پرواز بیاموزد، اسیر می شود. قفس این جوجه طوطی درراه انتقال به فروشگاه پرندگان از کامیون بیرون می افتد و دختر بچه ای آمریکایی(لیندا) او را پیدا می کند. از نیک حادثه لیندا آنقدر مهربان است که آن را کهربلوآبی) می نامدش همچون یک دوست همپا و همدل می پرورد و بعدها در کتابفروشی و خانه اش از او به بهترین شیوه نگه داری می کند و بلو دراین دنیای ناامن، این زندگی امن را صدمرتبه ترجیح می دهد. این خلوت دلنشین اما روزی که مردی پرنده شناس(تولیو) وارد کتابفروشی می شود بهم می خورد....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=265
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سرطان پستان در هفت نما</title>
          <description>
             روبان صورتی(اساسا رنگ صورتی) لوگوی مبارزه ی جهانی با سرطان است که از آن در محصولات خوراکی و بهداشتی-آرایشی گرفته تا خوراکی ها و پوشاک و پوسترهای آگاهی دهنده بعنوان نشانه ای از هشدار در مورد این بیماری خطرناک و شایع استفاده می شود. این سنجاق سینه و کیک نمونه هایی از این نشانه ی جهانی اند. اکتبر هر سال ماه آگاهی جهانی در باره ی سرطان پستان است.
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=264
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کارتون های پزشکی</title>
          <description>
             دکترم می خواد که من به یک وزن نرمال برسم. اما حالا که همه چاقند، می شه گفت اضافه وزن همون نرمال جدیده!...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=263
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آمدی جانم به قربانت...</title>
          <description>
             آمدی جانــــــــم به قربــــانت ولی حــالا چرا؟/

بی‌وفا حـــــالا که من افتـــــاده‌ام از پــا چرا؟/

 نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمــــــدی/

سنگدل این زودتـــر می‌خواستی حـــالا چرا؟/...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=262
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هیات ترقی اهل اروپا، هیات تنزل مردم آسیا</title>
          <description>
             اول: از کچلی پرسیدند: دوست داری چون دیگران مو داشته باشی؟، گفت: نه، گفتند: دوست داری همه چون تو کچل باشند؟، گفت: نه، گفتند: ای امان! پس چه دوست داری برادر جان؟!، گفت: دوست دارم همه کچل باشند و فقط من یکی مو داشته باشم!!!
دوم: تصویر زیر بریده ای از جریده ی &quot;ادب&quot; است در سال سوم طبع و نشر، به تاریخ چهاردهم شوال 1320 هجری شمسی   ( یعنی دقیقا هفتاد سال پیش از این) به مدیریت میرزا صادق خان تبریزی که ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=261
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ای دیر بدست آمده../عبدالواسع جبلی</title>
          <description>
             ای دیر بدست آمده بس زود برفتی/
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی/
چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی/
چون دوستی سنگدلان زود برفتی/...


          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=260
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هر کودکی...</title>
          <description>
             هر کودکی نیاز به خانواده دارد...یک تبلیغ خلاقانه از یونیسف
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=259
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>در ستایش نادانی</title>
          <description>
             نوشتن از دانسته ها،و ندانسته ها برای مردمی که نمی خوانند، برای نگارنده ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=258
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سازها</title>
          <description>
             سازها...مداد رنگی...سال73...تهران
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=257
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خورشید خانوم</title>
          <description>
             منشی گفت دختری که پریروز آمده بود پیش خانم دکتر، با مادرش آمده و با شما کار دارد. گفتم بگو بیاد تو. مادره ناراحت ناراحت گفت دو روز پیش خانوم دکتر به دخترم کرم ضد جوش داده بود اما ببینین صورتش به چه روزی افتاده. دیدم راست می گوید بنده ی خدا. لُپ های دختره کانه خورشید خانوم های ایران قدیم دوتا لکه ی قرمز ناجور داشت که حسابی توی ذوق می زد... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=256
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>فلوس رایج ممالک محروسه ی ایران</title>
          <description>
             &quot;فلوس رایج ممالک محروسه ی ایران...1272&quot;. به عبارت 131 سال پیش که برابر است با دوران سلطنت...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=255
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>عقاید یک قاتل/آرمان خداشناس</title>
          <description>
             من شخصا اهل بازی با کامپیوتر نیستم، اما سعی میکنم از شخصیت های این نوع بازی ها طرح های مختلفی را بکشم.مثلا من شیفته ی همین شخصیت بالا هستم. از سایه ی روی صورتش گرفته تا چاقوی مخفی پشت دستش! اطلاعات کلی این طرح را از همکلاسی هایم فرا گرفتم.اما بیشتر اجزای لباس او، زاییده ی مغز خودم هست.آرمان خداشناس

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=254
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>می و مطرب/خیام</title>
          <description>
             مائیم و می و مطرب و این کنج خراب/
جان و دل و جام و جامه پر دُرد شراب/
فارغ ز امید رحمت و ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=253
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>از زیبا اندیشی تا زیبا زیستی</title>
          <description>
             زیبا اندیشی، زیبانگاری و زیباگویی اولین گردنه های قله ی زیبا زیستس اند، نه آخرین های آن. از اندیشه و سخن تا کردار و رفتار، گاه...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=252
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کودکستان شاهدخت</title>
          <description>
             «کودکستان شاهدخت» مشهد، سال 1354.  این کودکستان و مهد کودک کم نظیر را محمد رضا شاه پهلوی به نام دخترش بنیاد نهاده بود. هنوز تمام گوشه و کنارهایش را بیاد دارم: یک اتاق بزرگ با دست کم شش حوضچه ی شیک کاشی کاری پر از شن و لباس و وسایل شن بازی (بیلچه و سطل و چنگک و ...)، اتاقی بزرگ با یک میز دراز مستطیلی و یک خروار عدس و لپه و لوبیا و صدف، و...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=251
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>تهران-ب</title>
          <description>
             این عکس ها را سال 88 توی بزرگراه قلی پور در رشت کنار مدرسه ی پسرم آرمان، مدرسه ی معرفت نو، گرفتم. اولین شماره ماشین های ایران از &quot;تهران&quot; شروع شد و بعد &quot;تهران الف&quot; و &quot;تهران ب&quot; که این شورلت عتیقه ی معرکه را پر و پای سال 47 باید پلاک کرده باشند، یعنی یک سال قبل از تولد من. راننده اش هم یه چیزی توی همین مایه ها بود و انگار از یکی از فیلم های بهروز وثوقی پریده بود بیرون! تا آنجا که من پرس و جو کردم پلاک اتوموبیل های تهران تا سال 57 به این ترتیب است:45=تهران 47- 46= الف ب...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=250
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>رستم و دیو سفید / آرمان خداشناس</title>
          <description>
             یعنی من کشته مرده ی قیافه ی این دیو سفیدم. بیچاره زیر فشار بازوی رستم، رسما داره خفه می شه و حالت چهره اش با اون چشم ورقلمبیده جدا معرکه اس
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=249
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دو کاریکاتور پزشکی از کینو</title>
          <description>
             کینو، کینو، این کینوی بی نظیر
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=246
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>پاد نصیحت </title>
          <description>
             نصیحت کردن، کم اثرترین ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=245
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دوست</title>
          <description>
             دوست...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=244
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>پستوی گذشته، هزارتوی آینده</title>
          <description>
             خزیدن به کنج پستوی گذشته همچون لولیدن در آشفته بازار هزارتوی آینده است و هر دو فرار است. آن یکی فراری رو به عقب و این یکی فراری رو به جلو. گذشته کوهپایه ای است که پشت سر گذاشته ایم، آینده...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=243
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>درد و لذت شکفتن</title>
          <description>
             زندگی بیش تر و پیش تر ازاینکه یک مقصد باشد، یک مسیر است و ما مسافران این جاده ی بی بازگشت که این اقبال واین مجال را داشته ایم که سفرمان را کمابیش به نیمه رسانیم، هر کدام به فراخور گستره ی دانایی ها و توانایی هایمان- تا آنجا که برآیند توارث و تربیت خانواده، باورها،هنجارها و قوانین جامعه، و تجربه های فردی مان اجازه دهد- به یک درک و حس شخصی از زندگی رسیده ایم که بر اساس آن، روش و منش ویژه ی خودمان را برای خود و دیگران تعریف نموده و چون قانون نانوشته ای به آن پای بندیم و بر سرهردوراهی از هزار هزار دوراهی زندگی، دانسته و نادانسته، نیم نگاهی به آن می اندازیم و به یک انتخاب و تصمیم می رسیم.

این جاده را اگر در کودکی و نوجوانی، بزرگراهی چند مسیره بدانیم که این جا و آن جای طلوع مشرقش، پُر است از پُل های روگذر و زیرگذر، و میانبرهای سر به سر، درمیانسالی و پیری، بهار به بهار، پهنا تُهی می کند و به جایی می رسد که به گفته ی معروف، علی می ماند و حوضش. ما می مانیم و...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=242
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>طبیعت:عاقل، اما نه... </title>
          <description>
             طبیعت، سرشار از منطق، عاری از احساس
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=241
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هیل هیتلر</title>
          <description>
             یک اندیشه ی فاسد اگر بقدر کافی سازمان یافته باشد ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=240
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>مرغابی ها و لاک پشت</title>
          <description>
             در درمانگاه اورژانس بیمارستان کودکان خرم آباد لرستان من و پرهام کشیک بودیم و در یک اتاق، روبروی هم بیمار می دیدیم. پدری بچه به بغل هراسان وارد اتاق شد. سه چهار تا مرد و زن هم پشت سرش ریختند  داخل. بچه رنگ پریده و بی حال بود. هر دو ناخودآگاه بلند شدیم و گفتیم: چی شده؟ مرد که از آن لُرهای قوی هیکل بود بلند بلند گفت: داشتم با بچه بازی می کردم، انداختمش هوا... پرهام هم که بدتر از من، توی هر موقعیتی یک جنبه ی طنز پیدا می کرد نه گذاشت، نه برداشت، قبل از اینکه جمله ی پدره تمام شود گفت:...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=239
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>جالب یا مفید</title>
          <description>
             جالب، پیش غذا یا دسر است،مفید،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=238
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سخن ور</title>
          <description>
             در سخن گفتن باید تک تیرانداز بود نه...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=237
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نادوست</title>
          <description>
             اگر دوست شما بداند از او چه می خواهید، اما تا بارها از او درخواست نکرده اید، خواسته ی منطقی تان را برنیاورد، برآوردن این خواسته از نظر اخلاقی...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=236
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>انتظار نوازش</title>
          <description>
             انتظار &quot;نوازش&quot;، لذت اصیل آنرا...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=235
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>علم و هنر سخن نگفتن</title>
          <description>
             در مراتب تعالی و تکامل انسانی، علم و هنر &quot;گوش سپردن و خاموش بودن&quot; ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=234
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>گدایی نوازش</title>
          <description>
             انتظار اینکه دیگران نگران دغدغه های شخصی شما شوند ... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=233
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کفش های کودکی...</title>
          <description>
             کفش های کودکی...، 1349/1/22، کنار مادر ،و روانشاد پدرم. من در 22 مهر سال یکهزار و سیصد و چهل و هشت(1348/7/22) چشم به این دنیای وانفسای پر شَر و شور گشودم، پس در این روز دقیقا شش ماهه بودم. کفش  هایی که در آنروز به پا داشتم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=232
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>مدیریت بحران</title>
          <description>
             تقریبا هر آدمی در بحران ها، دست و پایش را کمابیش گم می کند و ناله و زاری به راه می اندازد. شخصیت رشد یافته آن است که...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=231
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دیوانگی و عاقلی/دکتر افشین یداللهی</title>
          <description>
             وقتی گریبان عدم، با دست خلقت می درید/وقتی ابد چشم تو را، پیش از ازل می آفرید/وقتی زمین ناز تو را، در آسمان ها می کشید/ وقتی عطش طعم تو را، با اشک هایم می چشید/من عاشق چشمت شدم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=230
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>باران بود...</title>
          <description>
             باران بود/ امروز باران تُند بارید/من در دبستان بودم/ من از دبستان آمدم/ من تُند آمدم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=229
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کلاسیک مُد</title>
          <description>
             مُدیست همیشه دیر یا زود از مُد می ُافتد اما کلاسیک ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=228
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نفرین یا موهبت؟</title>
          <description>
             به تاریخ زندگی بشر که نگاه می کنم در این که «اختیار»...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=227
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خون گوجه ای</title>
          <description>
             مطب بودم، کارگری را آوردند زار و نزار، با پارچه ای خونین که محکم دور دستش پیچیده بودند. کارگر چاپخانه بود و پارچه را که باز کردم دیدم دوتا ازانگشتانش کانه پوست موز قاچ خورده است. سریع کارها را ردیف کردیم: ِست بخیه و  شست و شو با سرم نمکی و  تمیزکردن با بتادین و بی حسی با لیدوکائین و ... اما از نگاه اول ماتم ُبرد چرا که خونش قرمز نبود، یک رنگ دیگری بود که برایم تازگی داشت! ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=226
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شهر کوتوله ها</title>
          <description>
             توی شهر کوتوله ها/
از این سرش تا اون سرش/
رقص و سروره و نوا/
اینا کی ان بین اونا؟/...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=225
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شیطان رجیم</title>
          <description>
             شیطان چون بر آدم سجده نکرد از پیشگاه خدا رانده شد و حکم خداوند این بود که تا همیشه، بشر را به گمراهی کشاند تا سره از ناسره جدا گردد، غافل از اینکه بشر خود گمراه ترین ها و براهترین ها را دارد که کم از شیطان و فرشته ندارند.حکایت زیره بود و کرمان...ای بیچاره شیطان!
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=224
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خبر داغ</title>
          <description>
             ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=223
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>بازگشت پدر...از کتاب:داستان های 55 کلمه ای</title>
          <description>
             مامان پدر کی به خانه برمی گردد؟/زن گفت: زود، خیلی زود، جنگ تمام شده...دیگر لازم نیست نگران باشیم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=222
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خُرده طلا</title>
          <description>
             دوستهای ناب مانند خُرده طلاهای ته غربال شن و ماسه ی رودخانه های طلاخیزند، اول به نظر زیاد می رسند اما...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=221
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آوار هفت ریشتری دیتا</title>
          <description>
             اگر در گذشته ای نه چندان دور، کم بودن منابع در دسترس، مانعی بر سر دستیابی به یافته های علمی، فرهنگی و اجتماعی جهانی بود، امروزه سرشاری این منابع آگاهی به گونه ای متناقض و بر خلاف باور متداول، گاه همین نتیجه را داده و می دهد. اگر چه دلایل بی شماری شاهد بر این مدعاست که گسترش روزافزون شبکه های اطلاعاتی در اینترنت و یکپارچگی گنجینه های جدا افتاده ی اطلاعاتی در غارهای هزارتوی این شبکه ی جهانی به گونه ی شگفتی آوری ناممکن ها را ممکن کرده است، اما برای اینکه باور کنیم کم و بیش هرکدام ازما در گوشه ای از میلیاردها تار و پود آن به دام افتاده ایم نمونه ای می آورم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=220
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سگ هاو آدم ها</title>
          <description>
             باوفاترین دوست یک انسان؟ یک سگ/
 و بی وفاترین دوست یک انسان؟...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=219
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اولین کتاب من</title>
          <description>
             هیچوقت از یاد نمی برم آن عصرزیبای تابستانی را که پدرم از در چوبی کلون دار خانه ی دوطبقه ای که در مشهد مستاجرش بودیم وارد شد، از کنار حوض گرد بزرگ وسط حیاط و باغچه های پر از رزهای زرد و قرمز گذشت و کتاب کوچکی را در دست داشت به من که چهار-پنج ساله بودم و روی طاقچه ی اتاق مشرف به حیاط نشسته بودم داد ومن...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=218
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>تنفر</title>
          <description>
             از کسی یا چیزی متنفرید؟ذره ای از وقت و توانتان را...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=217
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>حسادت</title>
          <description>
             حسادت و حقارت دو روی...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=216
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اژدهای فسرده</title>
          <description>
             یک حکایت بشنو از تاریخ‌گوی

تا بری زین راز سرپوشیده بوی/


مارگیری رفت سوی کوهسار

تا بگیرد او به افسونهاش مار/


گر گران و گر شتابنده بود

آنک جویندست یابنده بود/


در طلب زن دایما تو هر دو دست...


          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=215
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کمیت یا کیفیت</title>
          <description>
             کمیت عمده ترین ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=214
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هنر زندگی مینیمال</title>
          <description>
             مینیمالیست در گفت و شنود، در خور و نوش، در کار، در هنر و...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=213
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>بگو، بشنو، ببین اما...</title>
          <description>
             هوشیار کسی است که...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=212
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شکاف</title>
          <description>
             عمیق ترین شکاف ها هم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=211
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اسکناس</title>
          <description>
             سال 74 بود. داشتم روی تزم کارمی کردم که در باره ی فلج عصب صورتی بلز بود و به سی چهل تا پرونده ی بیمار با این تشخیص نیازداشتم. رفتم بایگانی بیمارستان و خیلی با احتیاط از مسوول اخموی آن که چپکی نگاهم می کرد خواستم که لطف کند و منت بگذارد و روزی پنج تا پرونده برایم پیدا کند. با توپ ُپر گفت: من هزار تا کار دیگه دارم و باید...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=210
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هيكل، ميكل‌آنژ</title>
          <description>
             اين شركت‌هاي بزرگ فروش وسايل ورزشي توي تبليغات ماهواره‌اي و محيطي‌شون دو جور سر ما رو شيره مي‌مالن كه بريم دستگاه‌هاشونو بخريم، كول كنيم، بياريم كنج خونه‌مون:

اول اين‌كه يه مانكن يا مربي و يا حتي قهرمان بدنسازي...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=209
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خدعه های زنگاری</title>
          <description>
             بیهوده لعن ابدی به جان خریدم/

که از روز ازل، یقین دانستم/

این گل- سرشته/

 گمراه به عالم پانهاده/

اینک این منم/...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=208
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اگر اسماعیل قربانی می شد</title>
          <description>
              نه اینکه از کله پاچه و آبگوشت خوشم نمی آید، نه. جدا هم از خوردنشان  لذت می برم. کاسه داغ تر از آش انجمن حمایت از حیوانات هم نیستم که در دنیایی که در گوشه و کنار آن به هزار شیوه، آدم به آدم ذره ای رحم نمی کند انتظار داشته باشم آدم به حیوان رحم کند. بگویم دلم می سوزد که...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=207
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>پُل</title>
          <description>
             روی پل کلبه نمی سازند، از آن ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=206
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>گربه های ولگرد</title>
          <description>
             بیشتر آدمها با دورویی بهتر کنار می آیند تا با صداقت. همچون گربه های ولگرد، که ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=205
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>معمار ناشی</title>
          <description>
             آدم ناشی کسی است که ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=204
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>احمق و عاقل</title>
          <description>
             هر احمقی واقعا می داند چه نمی خواهد. عاقل آن است که ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=203
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>پروانه</title>
          <description>
             اگر پروانه می خواهید،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=202
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>صمیمیت</title>
          <description>
             صمیمیت برای آدمی همچون پرواز است برای عقاب...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=201
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>انسان مرمرین</title>
          <description>
             فاصله ی بین صورت انسانی و سیرت انسانی... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=200
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کلان شهر</title>
          <description>
             تا آنجا که من تونستم بفهمم کلان شهر یه جور شهره که دست و پاشو از گلیمش درازتر کرده و یه امکانات خوبی داره که زندگی رو برای مردم راحت تر و سریعتر می کنه. مثه جاده ها و خیابونای وسیع تر، رستورانا و پاساژای بزرگ و مراکز خرید زنجیره ای...بیشتر راننده هاش، راهنمای چپ می زنن راست می رن ،راست می زنن چپ می رن و یکی یه موبایل دستشونه دارن حرف می زنن و حواسشون به همه چی هست جز جلوشون...شورای نمی دونم چی یه «کلان شهر رشت»...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=199
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>توهین</title>
          <description>
             توهین، حقیرانه ترین...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=198
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سیاره ی بدفرجام</title>
          <description>
             عطارد و زهره/
مريخ و مشتري/
زحل و اورانوس/
نپتون و پلوتون/
سماع  درد در کیهان/
خورشید/
نقاب ماه بر چشمان/ 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=197
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>معجزه</title>
          <description>
              اگر معجزه می خواهید،...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=196
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>پزشک تازه کار، پزشک کهنه کار/ دکتر سر ویلیام اوسلر</title>
          <description>
             پزشک تازه کار طبابتش را با تجویز بیست قلم دارو برای هر بیماری آغاز می کند و پزشک کار آزموده...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=195
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خرزهره</title>
          <description>
             بوته ی خرزهره....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=194
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>معدن انسانی</title>
          <description>
             در معدن انسانی، تخته سنگ های رذالت و حماقت، فراوان و رگه های انسانیت، نادر...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=193
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>حماقت</title>
          <description>
             نقد ناپذیری، زیانبارترین و ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=192
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>مترسک / هایکویی از: کی کا کُو</title>
          <description>
             زمستان فرا رسیده است/ زاغان...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=191
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>یک احمق در قله ای برفی</title>
          <description>
             احمقی که در قله ای برفی فریاد می کشد... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=190
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>زبان دوم </title>
          <description>
             زبان انگلیسی دومین زبان رسمی دنیاست. اولی...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=189
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دروغ و راست</title>
          <description>
             شرافت کسی که راستگوست و گاهی به مصلحت دروغ می گوید...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=188
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سه مرحله ی ابلهانه ی زندگی</title>
          <description>
             گاهی ساده ترین کلمات، عمیق ترین مفاهیم را منتقل می کنند و پیچیده ترین جملات ،کمترین مفاهیم را. نمونه اش متن سه بخشی زیر است که عمیقا  مرا در فکر فرو برد:... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=187
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>یوگا با مین اضافه!</title>
          <description>
             گفت در ضمن تازگی ها توی کارم خیلی هم استرس دارم.گفتم:جوان قوی و سالمی مثه تو که آینده توی دستاشه نباید اینقدر اسیر استرس ها شه ، ورزش کن، غذاهای سالم بخور و...برو یوگا... از صبح با یه کوله وسایل و غذا...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=186
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خاطرات طبيبانه‌ي من(2)</title>
          <description>
             يك مرد ساده/
... صد بار به خودم گفته‌ام نبايد از ظاهر افراد در موردشان قضاوت كرد، اما ناخودآگاه رنگ رخساره را به سر ضمير بسط و ربط مي‌دهم... حين معاينه به او گفتم: «براي اين‌كه سينوزيت نگيري بهتر است موتور كه سوار مي‌شوي حتماً كلاه و هدبند استفاده كني كه ايمني‌ات هم تامين شود.» با لبخند و با خونسردي تمام جواب داد:...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=185
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کهیر</title>
          <description>
             هاج و واج مانده بودم چه جوابی بدهم. خانم جوان متشخصی که تدریس زبان می کرد و همسرچهل ساله اش را دو سال پیش دراثریک سکته ی قلبی ناگهانی از دست داده بود و یک دختر نوجوان داشت ، این سوال را می کرد که:«از دو سال پیش... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=184
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خوشا / باباطاهر</title>
          <description>
             مو آن رندم که نامم بی قلندر/
نه خان دیرم نه مان دیرم نه لنگر/چو روز آیه...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=183
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شب مهتاب</title>
          <description>
             شعر، ُدرد شراب، صدا، مخمل ناب، موسیقی، ُزلال آب. این چه حس و حالی است، چه َشر و شوری است و چه عشق و َعطشی که در موسیقی ناب اصیل ایرانی در دو سوی گستره ی پاپ و سنتی اش موج می زند. کجاست آن همه سوز و گداز، آن همه راز و نیاز، آن همه جلوه ی ناز؟...امشب شب مهتابه/
امشب به بر من استُ آن مایه‌ی ناز/
یا رب تو کلید صبحُ در چاه اندار/
ای روشنی صبح، به مشرق برگرد/
ای ظلمت شب، با من بیچاره بساز
/...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=182
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>مال من بهتر است!</title>
          <description>
             -	راستي شما هنوز پرشياتونو دارين؟
-	نه عزيزم، خيلي وقته با زانتيا عوضش كرديم. يك ماه پيش كه مي‌خواستيم بريم تايلند، تا تهران باهاش رفتيم. هم راحته هم سريع. شما چي؟...
در سال 1910 در مونترال كانادا از پدري كه پزشك عمومي و مادري كه نويسنده و ويراستار حرفه‌اي بود پسري به‌دنيا آمد...به‌تدريج برن بر الگوهاي مشخصي در روابط متقابل انسان‌ها در زندگي دست يافت كه به‌صورت يك سري «بازي» (با برد و باخت) بارها و بارها اجرا مي‌شود و طيفي از «برخوردهاي روزمره تا سراسر يك زندگي» را دربر مي‌گيرد...و چه تسكيني از اين دم‌دست‌تر كه عروسك من از عروسك تو قشنگ‌تر يا ماشين كوكي‌ام از ماشين كوكي تو بزرگ‌تر باشد

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=181
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>زاغ/ هایکوئی از: هوسائی</title>
          <description>
             زاغی/ پرید،/...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=180
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آدمی/ عمرخیام</title>
          <description>
             مائیم که اَصل شادی و کان غمیم/
سرمایه ی دادیم و نَهاد ستمیم/...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=179
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نگارینا/ نظامی گنجوی</title>
          <description>
             نگارینا، دلم بُردی، فسون خوانی مکن چندین/ زبان من فرو بستی، زبان دانی مکن چندین /...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=178
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>عشق آمد/ شیخ ابوسعید ابوالخیر</title>
          <description>
             عشق آمد و ُشد چو خونم َاندر رگ و پوست...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=177
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دود و کُنده</title>
          <description>
             کشیک اورژانس ارتوپدی بیمارستان هفت تیر در جنوب تهران، سال 1369...یکی از برو بچه ها دستش انداخت و ماهم خندیدیم...یکی گفت: اوهوی، بپا قولنج نکنی پیری!...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=176
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>همراه بیمار</title>
          <description>
             دوست ندارم وقت ویزیت یک بیمار، بیمار دیگری به هر دلیلی وارد اتاقم شود...مرد روی صندلی بیمار نشست و زن روی صندلی همراه بیمارگفت : نه، من که...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=175
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>منیت/دکتر دیپاک چوپرا</title>
          <description>
             مبتذل ترین راه برای اینکه احساس خوبی داشته باشید این است که...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=174
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سیب زمینی</title>
          <description>
             در هفته های اول ساکن شدن در خانه ی دانشجویی در تهران، در ابتدای ورود به دانشکده ی پزشکی، تازه فهمیدیم که ای دل غافل! از کل مراسم آشپزی فقط در بخش&quot;دو لُپی خوردن &quot;آن تبحر داریم  و بس!...گفت: بچه ها دیشب یه ابتکار جدید به خرج دادم...گفتیم:زود بگو ببینم چی کار کردی؟...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=173
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دشنه</title>
          <description>
             در بیمارستان کودکان شهید مدنی خرم آباد لرستان ابتدای طرحم را می گذراندم. شهر جالبی بود. تنها یک آبمیوه گیری و یک ساندویچی داشت و غروب هر روز بمحضی که ساعت 6 می شد...یک شب با یک بیمار حرفمان شد. تهدیدمان کرد... تا کارمان تمام شود و دخلمان را بیاورد!...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=172
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خلاصم کن / دکتر افشین یداللهی</title>
          <description>
             غروبم مرگه رو دوشم، طلوعم کن تو میتونی‌/
تمومم سایه میپوشم، شروعم کن تو میتونی‌/...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=171
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>رو در رو/ حسین پناهی</title>
          <description>
             برای اعتراف به کلیسا می روم
/رودرروی علف های روییده/
بر دیوار کهنه می ایستم...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=170
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>قد کوتاه</title>
          <description>
             منشی گفت:خانمی زنگ زده، می گه آقای دکتر مریض &quot;کوتاهی قد&quot; می بینه. گفتم: بگو بیاد ببینم چی می گه چند ساعت بعد خانمی جوان آمد... گفت: نه،من می خوام ببینم راهی هست که.... ،درسالهای طبابت چنین چیزی نشنیده بودم،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=167
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آهن و عشق</title>
          <description>
             هجوم غم غربت گذشته هایی نه چندان دور را در قلبم، جایی بین بطن های تپنده ام که از خاطرات کودکی سرشار است حس می کنم...هر بار که نگاهم به حفاظی فلزی بر پنجره و سر در خانه ای کُهن می افتد، از هنرمندی دستانی که اینچنین، آهن سخت و سنگین را به جادوی عشق به حرکاتی نرم و آهنگین واداشته در شگفتی می شوم....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=166
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کافی نیست</title>
          <description>
             وقتی بهتر ممکن است...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=165
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دندانپزشک </title>
          <description>
             لذت شکستن فندق با دندان....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=164
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>قهرمان</title>
          <description>
             ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=161
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«میدان بلا»/The Hurt Locker</title>
          <description>
             «میدان بلا» فیلمی است در باره ی جسارت و قساوت انسان ها. قساوتی که انسانی را وامی دارد به دلیل اعتقادات کورکورانه و متعصبانه ی مذهبی اش که با یک برداشت خشن شخصی به سمی بی پادزهر بدل شده، مردی را با جلیقه ای پر از بمب های زماندار برای کشتن انسان های دیگر اجیر و مجبور کند. و جسارتی که انسانی را وامی دارد با پوشیدن لباس ضد انفجار برای خنثی کردن بمب های این و آن گوشه ی کشوری بیگانه با مرگ پنجه در پنجه شود. فیلم در باره ی ماموریت گروه های ویژه و خبره ی خنثی کننده ی بمب های جاده ای است که هر روز ده ها نفر را به کام مرگ می کشاند و.... میدان بلا برنده ی شش اسکار از مراسم اسکار 2010 بود که این فیلم را در صدر جدول قرار داد.... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=158
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>عشق بی واژه ی من/ به بهانه ی سالروز تولد همدل و همراهم در گرامی روز 47/5/4 </title>
          <description>
             نه! دیگر تو را به وسعت بیهوده ی واژه ها نمی کاهم

بارها کوشیدم درخشان ترین ستاره واژه های کهکشان شیری اندیشه و خیالم را، ستاره دوز آسمان مهتابی کمالت کنم، نور باختند و نشد...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=157
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>زبان خوش!</title>
          <description>
             در یکی از رفت و آمدهایمان در دوران دانشجویی به تهران و رشت(دانشگاه علوم پزشکی ایران و خانه ی پدری) شاگرد راننده به یکی از مسافرهای بی نزاکت که گُر و گُر سیگار دود می کرد یواش گفت:آقا، توی  اتوبوس سیگار نکش، مردم اذیت می شن. آن آقا هم جواب داد: شیشه که بازه، من که نمی تونم تا تهران بی سیگاری بکشم!... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=156
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خواب آلوده هنوز.../ احمد شاملو</title>
          <description>
             خواب آلوده هنوز
در بستری سپید
صبح کاذب
در بوران پاکیزه ی قطبی.
و تکبیر پر غریو قافله
                   که:«رسیدیم
آنک چراغ و آتش مقصد!
گرگ ها
                بی قرار از قمار خون
حلقه بر بارافکن قافله تنگ می کنند...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=155
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>من کارت دارم، پس هستم!!!</title>
          <description>
             رنه دكارت، فيلسوف، رياضيدان و فيزيكدان بزرگ عصر رنسانس است...دکارت این اصل را به این صورت بیان کرد که: &quot;مي انديشم، پس هستم&quot;(اصل کوژیتو)...از تمام جلوه های فناوری رایانه و الکترونیک که شیفته شان هستم نمی دانم چرا از &quot;کارت اعتباری&quot; اینقدر بدم می آید!...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=154
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>یادداشت های خودمانی(سری اول)</title>
          <description>
             89/3/22.از بلوار گلايل مي‌گذشتيم؛ «پيزريا» و «ميس ‌چيك» و اين و آن غذاخوري، مثه پياده‌روي خيابون پر بود از جوونايي كه مي‌گفتن و مي‌خنديدن و مي‌خريدن و مي‌خوردن. اين‌همه شر و شور در شب‌هاي گلسار هميشه برايم جالب بوده، چرا كه به‌گمانم بعضي وقتا بيش از آن‌چه بايد زندگي رو جدي مي‌گيريم...
89/1/31. بستني بفروشين، صف مي‌بندن تا كجا؛ عسل و زعفران بفروشين، تك و توكي مي‌خرن و مي‌رن...
88/12/24. آي دلم مي‌سوزه واسه ماهي قرمزاي بيچاره كه اسير دست ما تو اين و آن نوروز، تو يه تنگ فسقلي دو سه هفته خودشونو به ديواراي شيشه‌اي مي‌كوبن... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=153
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>غول صفر و یک چشم!</title>
          <description>
             تذکر مهم (1): هر گونه شباهت بین نمونه های زیر و افراد واقعی اتفاقی است و این نظرات صرفا نتیجه ی تجربه ی من از «9  ماه» حضور جدی در اینترنت است، زمانی که یه سلول تخم به یک نوزاد کامل تبدیل می شود. نوزادی که فکر می کند از زندان رحم به دنیای آزاد قدم گذاشته است و خیلی زود می فهمد که کاملا اشتباه کرده است!...مدیر وبلاگ:کسی که دارد برای مردم کوچه و خیابان که حال و حوصله ی خودشان را هم ندارند با ویولونش قطعه ای از باخ می نوازد، در حالیکه مردمی که موسیقی کلاسیک را می فهمند در آمفی تئاترشهر به انتظار نشسته اند!... شاید اگر آن نوزاد، دو ساله شود نظرش تغییر کند. شاید بهتر شود، شاید هم بدتر شود!... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=152
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اثر</title>
          <description>
             نوشته های هر قلم اثر انگشت نگارنده ی آن است...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=151
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>گواهی فوت </title>
          <description>
             منشی گفت: می روید ویزیت در منزل؟ گفتم باشه، این بیمار رو که ببینم حاضر می شم.ازفشارسنج و گوشی و دستکش و ترمومتر...دیدم سر و صدای شیون و زاری می یاد با خودم گفتم :ای دل غافل...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=147
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>از همه رنگه،رنگ و وارنگه!</title>
          <description>
             در یک اتوموبیل ون مسافر بودم. پیرمردی با لحنی مطمئن به راننده می گفت: تخم مرغ ها را اگر در دستگاه جوجه کشی با یک سرنگ رنگ تزریق کنیم،، جوجه ها رنگی می شوند (!)... انگار برای ما انسان ها جان داشتن این جوجه ها با بیجانی قاب موبایل های رنگی فرقی ندارد...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=146
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>معبد کلام</title>
          <description>
             کلمات برای یک نویسنده، بگونه ی نت  های موسیقی اند برای آهنگساز. کلام  باید چون یک قطعه ی موسیقی زیبا،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=145
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>جنگل/ هایکوئی از بوسون</title>
          <description>
             در اعماق دوردست جنگل، 
دارکوب و
...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=144
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ورزش با دود اضافه!</title>
          <description>
             در ویترین یک فروشگاه ورزشی  ممکن است چه چیزهایی ببینید؟ لباس ورزشی، گوشی و عینک و بینی گیر شنا، دمبل و فنر مچ و سینه،...اما در این تصویر که چند روز پیش انداختم چیزی است که شگفت زده ام کرد...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=143
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>موسیقی و طبیعت</title>
          <description>
             در داستان های دینی آمده است هنگامی که خداوند کالبد انسان را از گل آفرید، روح را فرمان داد که به قالب جسم رود، اما روح آزاد و رها از اینکه در قید و بند جسد درآید و عمری را تا زمان مرگ در این همراهی دشوار و ناچار سر کند درتردید بود، تا اینکه خداوند به فرشته ای فرمان داد...
موسیقی و حرکات موزون آنچنان در تار و پود طبیعت تنیده است که هرآنچه بشر در خلق ساز و آواز فراهم آورده نه فراتر یا فروتر که همگن با این همنوازی بی همتای هستی بر جان ها می نشیند.
... سی دی «موسیقی در طبیعت» را که در آن نواهای وحشی طبیعت در آغاز و پایان هر قطعه، در ترکیبی کم نظیر با آثار بزرگان این فن و هنر، درهم آمیخته، معرفی و توصیه می کنم. زبردستی نوازندگان، و چیره دستی آفرینندگان این قطعات که ...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=142
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«ویلیام تل» بر تخت روانکاوی</title>
          <description>
             اول:همزمان با دوران ‌‌استیلای مغولان برایران، درسالهای آغازین قرن چهاردهم میلادی، «ویلیام تل» که یک آهنگر سویسی بسیار دلیر و شریف بود به قیامی برضد بیگانگانی که کشورش را زیر دیکتاتوری خود داشتند بر می خیزد. داستان از آنجا به اوج می رسد که «گسلر» که والی بیگانه‌ی سویس ونماینده ی امپراتوری ژرمن بود، کلاهش را در‌میدان اصلی شهر بر تیرکی می آویزد و برای اعمال تحقیر و تسلط بیشتر بر مردم، آنها را وا می دارد وقتی رد می شوند به احترام کلاه از سر برگیرند. تل تن به این خواری نداده، هربار‌بدون کرنش از کنار آن تیرک کذایی می گذرد...دوم:یک اشتباه رایج در بین مردم عادی و حتی فرهیختگان این است که روانپزشک یا روانکاو در برابر بیماریهای روانی بگونه ای مصونیت دارد یا باید داشته باشد. انگار انتظار داشته باشیم که یک مکانیک هیچگاه موتور اتوموبیلش خراب نشود و یک دندانپزشک هیچگاه دندانش نپوسد...کاریکاتور زیر از «مانا نیستانی»...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=141
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>My Free Time</title>
          <description>
             Some one was driving a big red car/
/Some one was cleaning his magnificent bar
/Someone was making a stand for his life/ 
/To prove and to say that he has some human rights

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=140
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>انسانهای تازه،پوشه های کهنه</title>
          <description>
             ما طي زندگي خود صدها پوشه براي همه‌ي كساني كه ديده‌ايم يا از آن‌ها شنيده‌ايم و خوانده‌ايم باز مي‌كنيم و ملاك رفتار متقابل ما- به‌ناچار- اطلاعات محدودي است كه در اين پوشه‌ها ذخيره كرده‌ايم.
برخي از اين پوشه‌ها ظاهراً محتواي كامل‌تري دارند؛ براي نمونه، اطلاعاتي كه از پدر، مادر، برادر و خواهر و دوستان صميمي خود كسب كرده‌ايم، طبقه‌بندي شده و دقیق ترند...وقتي كسي را مي‌بينيم كه سال‌ها پيش به‌دليلي با او درگيري داشته‌ايم، حاضر نيستيم به‌هيچ‌وجه دست از اين اطلاعات &quot;تاریخ گذشته&quot; شده برداريم و باز مبناي قضاوت‌مان پيش از آن‌كه طرف مقابل حتي حرفي بزند، همان تصوير قديمي است و ما با اين تصوير مخدوش...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=139
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title> ضیافت/دکتر دیپاک چوپرا</title>
          <description>
             کل ضیافت در نخست...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=138
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>از عشق همدمانه تا عشق احمقانه</title>
          <description>
             درکتاب «زمینه ی روانشناسی» اثر: هیلگارد و اتکینسون، عشق را از نگاه روانشناختی- در پذیرفته ترین نتایج بدست آمده- بر دو گونه ی عشق هوس آلود(passionate love) و عشق همدمانه(compassionate love) دانسته اند...به باور من عشق یک ضرباهنگ مداوم است که موسیقی اش روزبروز نوشته، تمرین واجرا می شود و برای دستیابی به یک نوای دل نشین و ماندگار آنچه اصل است پردازش لحظه به لحظه ی نت های آن است...دراین مسیر نظریه ی سه وجهی عشق  را که یکی از بهترین الگوها در این خصوص است پیشنهاد کرده اند:عشق دارای سه جزء است:صمیمیت(Intimacy)،هوس(Passion)و تعهد(Commitment). 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=137
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خدایان کوتوله</title>
          <description>
             «خداوند» بر دو نوع است: خدایی که ما او را خلق کرده ایم و خدایی که او مارا خلق کرده است!...
از آن خدای اولی هزاران اندازه و جنس و رنگ و امکانات و کاربرد وجود دارد اما همه در یک چیز مشترکند: همه کلید«روشن- خاموش» دارند!...
 و اما آن خدایان کوتوله یا «بت-خدا»ها هم بر دو نوعند:...
 و «خداوند جان و خرد» همچنان بر نظاره ی این دو جماعت ابله...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=136
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>عینک ضد سین جیم!</title>
          <description>
             در حال و هوای سالهای 68-67 که بسیجی ها اتوبوس های مسافربری را بین راه نگه می داشتند و آدم ها و ساک های مشکوک را سین جیم می کردند و می گشتند هر بار که من(دانشجوی پزشکی) و مهران(دانشجوی صنایع دستی) همسفر بودیم تا تهران گیر می دادند به این بنده ی خدا که آزارش به پشه نمی رسد اما یه هوا قیافه اش چپ و راست می زد...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=135
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اسپری وینستون!</title>
          <description>
             به بیمارم که خانمی میانسال بود و آسم شدید داشت گفتم: شوهرت سیگاریه؟ گفت: آره، اما مشکلی باهاش ندارم گفتم:...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=133
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>پُل/ هایکوئی از های کی</title>
          <description>
             تنها منم که بر آن می گذرم...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=132
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>مولتی گرامافون </title>
          <description>
             ...این سری از گرامافون  های امروزی، با این ظاهر شکیل قدیمی، هم صفحه ی گرام می خواند و...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=131
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آشنائی با خانواده ی کیهانی:کوتوله ی سفید،ستاره ی نوترونی، تپ اختر، سیاهچاله و ...</title>
          <description>
             کهکشان به مجموعه ای از ستارگان، گاز ، غبار و ماده ی سیاه بین ستاره ای گفته می شود که با نیروی جاذبه در کنار هم گرد آمده اند. در لغت نامه ی دهخدا آمده است:این را کهکشان از آن گویند که مشابه بدان است که کسی کاه را در رسن بسته ، بر زمین ریگ آلوده کشد و خطها از آن بر زمین پدید آیند...کهکشان یا  galaxy از کلمه ی یونانی  Galaxis گرفته شده که به معنای شیری(Milky) است. در اساطیر یونان آمده است که وقتی هرا در خواب بود، همسرش زئوس(خدای خدایان) هرکول  نوزاد را...سیاهچاله‌ها از یک سمت به صورت چاه، و در سطح دیگری بصورت چشمه  عمل می‌کنند...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=130
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>لولو مانکن!</title>
          <description>
             نه!، اصلا منظورم این مانکن خوش تیپ موقشنگ با دماغ عملی!(با کلاسش می شه: رینوپلاستی) نیست...به مانکن چارمی از چپ نگاه کنین...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=129
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آیا جوهره در ماده است؟/ لائو تسه</title>
          <description>
             «سی پره حلقه ی چرخ را تشکیل می دهند،
اما تهی میان پره ها جوهره ی چرخ را می سازد.
از خاک ُرس کوزه ها پدید می آیند، 
اما تهی درون کوزه ها... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=128
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>لورل و هاردی، این  لاغره و چاقه ی نازنین </title>
          <description>
             کودكي‌هایمان ‌را ‌به ‌این ‌و ‌آن ‌خاطره، ‌جسته ‌و ‌گریخته ‌بیاد ‌داریم: ‌دوستی ‌ها ‌و ‌دشمنی ‌هائی ‌که ‌به ‌آنی ‌به ‌هم ‌بدل ‌می ‌شدند، ‌قهر ‌و ‌آشتی‌های ‌بی ‌انتها، ‌بستنی ‌و ‌شکلات ‌و ‌شیرینی، ‌عید ‌و ‌عیدی ‌ها، ‌با ‌مشق ‌های ‌بی ‌پایان ‌، ‌شادی ‌آخرین ‌زنگ ‌پنج ‌شنبه، ‌وغم ‌آخرین ‌ساعت ‌های ‌جمعه...... ‌دل ‌درد ‌می ‌گرفتیم ‌از ‌زور ‌خنده، ‌بسکه ‌دست ‌و ‌پاچلفتی ‌بودند این دو گنده بچه!، ‌الیورهاردی ‌نازنینم،‌به ‌یاد ژستهای ‌پخمه-عاقلی ‌و ‌تکاندن ‌کراواتت، ‌و ‌استان ‌لورل ‌نازنین،‌به ‌یاد خاراندن سر-کاکل ‌و ‌گریه ‌های ‌ته ‌صدائی ‌ات...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=127
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کبوتر خان</title>
          <description>
             «بر کبوتر خان،
خورشید شامگاهی...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=125
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«زندگی من، بدون خودم»</title>
          <description>
             مرگ پاشنه ی آشیل زندگی است. همه‌ی انسان‌ها، با هر نژاد و طبقه و فرهنگ اجتماعی که باشند در یک نکته مشترکند: وقتی به دلیلی خود را به مرگ نزدیکتر حس می‌کنند، دیر یا زود درهم می‌شکنند و پیش از آنکه آن واقعه‌ی نهائی، آن ازدست دادن جان و به جا ماندن جسم پیش‌آید، خود، ناخواسته روند مردن را آغاز می‌کنند...صحنه ی آغازین فیلم براستی مسحور کننده است: آن با چشمان بسته و پاهای برهنه زیر باران بر چمن خیس ایستاده است. دانه‌های باران بر برگ‌ها و بوته‌ها، همچنان که بر گونه‌ها و چشم‌ها و دستهایش می ْسرد و جسم و روحش را در نوائی هماهنگ با آسمان و زمین یکی می کند... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=124
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دوچرخه ی زندگی/اینشتین</title>
          <description>
             «زندگی مانند دوچرخه سواری است، برای حفظ تعادل...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=122
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دیوار صوتی سکوت</title>
          <description>
             سالهاست،
کلید قفل زنجیر دلهاشان را، جائی در کوچه ی دلدادگی گم کرده اند
ماه هاست،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=121
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سفر/استفان کاوی</title>
          <description>
             «ما انسانهایی نیستیم که در در سفری معنوی هستند، ما... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=120
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کتاب.../سامرست موآم</title>
          <description>
             «به جای آنکه کتابهای زیادی را کم بخوانید،... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=119
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خندیدن،گریستن.../ جبران خلیل جبران</title>
          <description>
              «شاید کسی را که با او خندیده‌ای فراموش کنی، اما...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=118
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>تنها راه آموزش/ اینشتین</title>
          <description>
             «مثال زدن، یکی از راه های آموزش نیست،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=117
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خیکی مانکن!</title>
          <description>
             این شد یه کار حسابی! اگه لقمه تو دهنتون جا نمی شه ، لقمه رو کوچکتر نکنین، دهنتونو گشادتر وا کنین! حالا که این مانکن های باربی و ساسی... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=116
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>چکش درمانی!</title>
          <description>
             «كار» اگر با «عشق» و «دانش» در آميزد، «هنر» محض پديد مي‌آيد.در لغت نامه دهخدا در تعريف «كار» آمده: به آنچه از شخص يا چيزي صادر گردد و آنچه شخص خود را بدان مشغول سازد و فعل و عمل وكردار، و در تعريف «هنر» آمده: علم و معرفت و دانش و فضل و فضيلت و كمال...اما اگر به معجون «كار-عشق- دانش» چاشني «اخلاق» بزنيد، اكسير «هنر انساني» بدست خواهد آمد...در نماي اول بيمار با يك برآمدگي در فرق سر به پزشك مراجعه مي‌كند.در نماي دوم پزشك با ضربه ي نوعي چكش پلاستيكي برروي برآمدگي، آنرادر يك چشم بهم زدن به درون مي‌راند و محو مي‌كند...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=115
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هیچ چیز/ ذن</title>
          <description>
             « هیچ چیز در زندگی آنگونه نیست که...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=114
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>بال های نامرئی فرشته/ دیپاک چوپرا</title>
          <description>
             «اگر بدون بال زاده شده اید...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=113
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اینجانب شیر، سلطان سابق جنگل !</title>
          <description>
             اینجانب شیر، سلطان سابق جنگل ، از نوادگان ببر دندان شمشیری، بدینوسیله اعلام می دارم از نظر نژادی، قوم و خویشی، رفاقتی و قیافه ای هیچ وابستگی به مجسمه های یاجوج و ماجوجی که آدمیزاد پس از غصب جنگل ها و دشت های زمین و ایضا عنوان آبا و اجدادی ام، ساخته و توی برخی پارک ها و میادین نصب کرده است، ندارم و ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=112
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>پیشرفت کن!/جرج برنارد شاو</title>
          <description>
             اگر می خواهی پیشرفت کنی، خب،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=111
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>12+1 یا 2+11 ؟  </title>
          <description>
             در قدیم بیشتر (و الان کمتر) آنچنان به نحسی عدد 13 معتقد بودند که شهرداری هم به ناچار پلاک...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=110
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آموزش/جرج برنارد شاو</title>
          <description>
             «اگر بخواهی به کسی چیزی یاد دهی،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=108
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دره و قله/جی.ک.چسترتون</title>
          <description>
             آدم از دره چیزهای بزرگ را می بیند اما از قله...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=107
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«شب غوک»/ احمد شاملو</title>
          <description>
             خش خش بی خا و شین برگ از نسیم
در زمینه و 
وّر بی واو و رای غوکی بی جفت
از برکه‌ی همسایه 
چه شبی چه شبی!...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=106
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>چه کار کنیم؟/دیپاک چوپرا</title>
          <description>
             «به جای اینکه مدام در پی این باشیم که چه کار کنیم بهتر است، باید ابتدا ببینیم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=105
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شمع/کنفوسیوس</title>
          <description>
             «به جای آنکه از تاریکی گله کنید ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=104
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>مرگ/پائولو کوئلو</title>
          <description>
             «از بین تمام موجودات زنده ی دنیا تنها انسان است که به مرگ خود آگاه است و تنها انسان است که ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=102
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«از یاد رفته»/ حزین لاهیجی</title>
          <description>
             ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد 
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد
آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم، چون باد رفته باشد
«حزین لاهیجی» ملقب به علامه ذوالفنون، درسال  1103 ه.ق. در اصفهان چشم به جهان گشود. نسب او تا شانزده پشت به شیخ زاهد گیلانی، صوفی بزرگ قرن هفتم می رسد...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=101
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>بلاهت تلخ، بلاهت شیرین</title>
          <description>
             اگر ارزش‌های شخصی را بیش از آنکه هست تصور کنید و آنطور که شایسته‌ی آن شخصیت است با او رفتار کنیدو بعد متوجه شوید که ظاهر بسیار بهتری از باطنش دارد، شدیدا «سرخورده» خواهید شد...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=100
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«دوستی ابدی!»/شل سیلور استاین</title>
          <description>
             راهی بلدم که تا ابد با هم دوست باشیم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=99
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«عشق و فراق»</title>
          <description>
             «فراق» سوی منفی طیف «عشق» است
نهایت «غربت و عشق»، «مرگ» است...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=98
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آگهی فوت</title>
          <description>
             آگهی فوت پیرمرد را که در خیابان دیدم خشکم زد. نزدیک مطب ماهی فروشی داشت و سه چهار روز پیش به دلیل عفونت ریوی  ویزیتش کرده بودم! با خودم گفتم ای دل غافل، زدیم بنده ی خدا را ناکار کردیم، رفت پی کارش. تا مدت ها هر وقت بیادش می افتادم از خودم دلگیر می شدم. زد و بعد از یک شش ماهی پسرش آمد مطب که ویزیت شود...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=97
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد»</title>
          <description>
             اگر یک شعر زیبای چینی بشنوید چقدرممکن است لذت ببرید؟ اگر یک شعر از حافظ برای یک چینی بخوانید، چقدر ممکن است لذت ببرد؟ هیچ! این مانند آن است که انتظار داشته باشیم یک نابینا از یک تابلوی زیبا یا یک ناشنوا از یک موسیقی زیبا لذت ببرد...«کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد» بهمن قبادی چه از نظر نوع نگاه و چه از نظر شیوه ی پرداخت یک شاهکار است. فیلم بدون مجوز رسمی ساخته شده و این امر خود به نوعی چالش در کارگردانی و بازیگری، و بداهه پردازی منجر شده که در یک بستر رسمی به هیچ وجه این حس و تلاش ویژه را در پی نداشت...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=96
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>در باغ سبز</title>
          <description>
             بعضی ها ظاهرشان چون یک در کوچک ساده است که باغی بزرگ در پشت آن است، برخی دیگر... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=95
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نوروزتان جاودان</title>
          <description>
             بن ریشه ها در زمین
سر شاخه ها در آسمان...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=94
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>چراغ سبز</title>
          <description>
             بعضی ها وقتی به خط عابر پیاده ی عرض خیابان می رسند که چراغ عابر قرمز است، پس می ایستند تا سبز شود، بعد راه می افتند.
بعضی هادرست لحظه ای از راه بی وقفه شان به چراغ قرمز عابر می رسند که سبز می شود.
پس هر دو از چراغ سبز رد می شوند اما این کجا و آن کجا
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=92
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کهن واژه ها</title>
          <description>
             برخي از واژه‌ها آن‌چنان پشتوانه‌ي فرهنگي و تاريخي سنگيني با خود به‌همراه دارند كه همچون كشتيِ به‌گل نشسته‌اي پر از جلبك و مرجان و گل‌ولاي، اين‌ها را هم نمي‌شود بدون اين توده بار معناييِ گاه مفيد و گاه مزاحم، مستقلاً مورد داوري و كاربري قرار داد.

واژه‌هايي چون عشق، حقيقت، كمال، روح و معنويت از اين دسته‌اند.

در طول سال و قرن‌ها  هر گاه اين «كليدواژه‌ها» در ذهن و گفتارهاي‌مان بروز كرده‌اند، تمامي آن حجم عظيم تجربه‌هاي انساني را، روا و ناروا، با خود آورده‌اند...




          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=91
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ترانه عکس های خیابانی(2)</title>
          <description>
             (1) دست مريزاد بايد گفت به كسي كه اين پايه‌ي چاقوي سادومازوخيستي را طراحي كرده است! فقط مانده‌ام كدام خانمي با چه روحيه‌اي حاضر است توي آشپزخانه‌اش مدام اين چاقوها را از سر و دست و پاي اين آدمك بخت‌برگشته درآورد و باز فرو كند!...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=90
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«سبز پری»/ پرویز دوائی</title>
          <description>
             پرویز دوائی، منتقد پیش کسوت سینما، در تهران دیروز در سال1314 متولد شده و جسم و جانش در آنگونه محیطی- سرشار از تضادها و همذات‌ها و نقض و باورهائی دگرگونه از اکنون ما- رشد و نمو کرده است. از نوجوانی در نشریاتی چون «ستاره ی سینما» و «سیاه و سفید» به اسم «پیام» نقد و نظر بر این وآن فیلم می  نوشت و با لحن گیرا و درک والایش بسیاری از سینمادوستان و سینماگران را شیفته ی خود کرده بود...در آستانه ی درقدیمی/
...نومیدانه می  خواستم که چشمانم همه چیز، همه چیزهای این لحظه ی عزیز را بنوشد و نگاه دارد برای روزهای بی باران، راه‌های بی تصادف دیدار او، برای غروب‌ها و صبح‌های بی دیدار او، برای محفل‌های بی حضور او، برای هستی بی امید او...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=89
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>یک مرد ساده</title>
          <description>
             ...صد بار به خودم گفته ام نباید از ظاهر افراد در موردشان قضاوت کرد، اما ناخودآگاه رنگ رخساره را به سر ضمیر بست و ربط می دهم... حین معاینه به او گفتم:...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=88
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آدم و حوا</title>
          <description>
             بیشترین محتوای ادبیات و سینمای جهان مرهون و مشحون گناهان، دردها و اشتباهات و نابسامانی های روحی، ذهنی و اجتماعی انسان است...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=86
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هفت چین</title>
          <description>
             ما حاشيه‌نشينان رود خروشان تاريخ، چند صباحي ميهمان دشت و جلگه‌هاي آن‌ايم با شكوفه‌گل‌هاي بهاري و عسل‌ميوه‌هاي تابستاني‌اش و برگ‌فرش‌هاي پاييزي و برف‌شاخه‌هاي زمستاني‌اش. و در اين ميان فرهنگ و تمدن باستاني ايران جويبار باصفايي است كه قرن‌هاست به آن رود عظيم مي‌ريزد...هفتِ مقدس
و اما در آيين‌هاي باستاني ايران‌زمين براي هر جشن خواني گسترده مي‌شد كه به‌فراخور، خوراكي‌ها و نوشيدني‌هاي گونه‌گون در آن مي‌چيدند ولي خوان نوروزي به‌سبب اين‌كه نماد اولين روز سال نو بود، ارج و قرب و حس و حالي خاص داشت...هفت سين نوروزي از واژه‌ي «امشاسپند» كه در اوستا «امشه سپنته» خوانده مي‌شود ريشه گرفته است...تخم‌مرغ: نماد زايش و آفرينش و نشان از نطفه و نژاد و نسل است. قدما مي‌گفتند تخم‌مرغ نماد جهان است: پوسته‌ي آن آسمان و زرده‌ي آن زمين است معلق در هوا (سفيده).
آينه: نماد پاكيز‌گي است و خودنگري و خودشناسي...  
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=85
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>آتش!</title>
          <description>
             ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=84
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ویتامین 30</title>
          <description>
             داشتم بيمار مي‌ديدم، منشي گفت: «بيمار مي‌خواد داروهاشو نشون بده.» بيمار يه ساك نايلوني دارو يك دستش گرفته بود و يك كارتن متوسط دست ديگرش و سعي مي‌كرد تعادلش به‌هم نخورد!
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=83
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>مادر</title>
          <description>
             در بخش اورژانس بیمارستان هفت تیر جنوب تهران کشیک جراحی بودم.
مرد جوانی ، خانم میانسالی را که دستش با تکه های لیوان شکسته بریده بود، آورده بود اورژانس...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=82
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>صحت خواب</title>
          <description>
             حوالي خردادماه بود. اين همدوره‌اي دانشگاه‌مان، غلام، وقتي مي‌خوابيد انگار رفته زير بيهوشي عمومي. از زمان و مكان مي‌بريد، اساسي. يك روز ظهر كه از ناهار برگشتيم ديديم... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=81
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>...سه نقطه</title>
          <description>
             من شیفته ی این ...(سه نقطه) ام، هر آنچه می نویسید و می گوئید با محدودیت های بسیار زبانی و احساسی و دانائی همراه است، اما... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=80
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سونوگرافی مردانه</title>
          <description>
             با همسرم در سالن انتظار سونوگرافي نشسته بوديم.چند خانم باردار دیگر هم منتظر بودند. در صندلي كناري‌مان مرد جواني نشسته بود به‌گمانم فني‌كار؛ مكانيك، برقكار يا چيزي تو همين مايه‌ها... ديدم مدام اين پا و آن پا مي‌كند...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=79
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>زندگی کن/اوشو</title>
          <description>
             زندگی کن و بگذار هر ممکنی پیش آید
بخوان، پایکوبی کن، فریاد بزن، گریه کن، بخند،.. 

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=78
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>این طبیب تاریخ نگار نازنین/ در باره ی دکتر تائب</title>
          <description>
             آدم‌ها ‌را هزار جور مي‌شود دسته‌بندي كرد: ثروتمند يا مستمند، باهوش يا كم‌هوش، بدذات يا نيك‌ذات، تنگ‌چشم يا گشاده‌دست و چه و چه. در يكي از اين دسته‌ها‌- كه آن را بسيار دوست مي‌دارم- آدم‌ها ‌يا «نازنين» هستند يا نه. «نازنين» بودن به چند خصلت بستگي دارد: كسي كه لبخند دوستانه‌اش به تلخند رندانه‌اش به‌مراتب مي‌چربد؛...زماني كه بيمار نه فقط دل و جگر و قلوه و كله و پاچه و چشم و مغز و زبان، كه يك انسان تمام و كمال بود با همه‌ي بيم‌ها ‌و آرزوهايش...اما شگفتي هنوز در پيش است: اتاق كار دكتر! دنيايي از كتاب و نشريه و قلم و كاغذ و نقش و هدايايي به‌مناسبت بهترين و اولين و...
در يك‌سو تا سقف كتاب مي‌بيني فقط درباره‌ي گيلان و رشت. جل الخالق! اين‌همه كتاب در اين خصوص چاپ شده. باورش سخت است كه اين ديار اين‌سان دلسوخته و فرهيخته دارد... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=76
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نگاتوسکوپ</title>
          <description>
             بسکه آنروز شلوغ بود مطب، رادیات مغزم حسابی جوش آورده بود...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=75
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دل مرگ</title>
          <description>
             دل مرگ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=74
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هدف</title>
          <description>
             هدف...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=73
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>متاسفانه!</title>
          <description>
             زن جوان ساده دل که سعی می کرد خیلی مودب باشد گفت: سلام آقای دکتر،...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=72
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کیسه ی صفراغ!</title>
          <description>
             از پیرزن پرسیدم تهوع و استفراغ هم داری؟ از تعجب چشم هایش گرد شد و با تحکم جواب داد: من نمی تونم استفراغ کنم! حالا من با تعجب پرسیدم: یعنی چه، چرا؟...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=71
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>بدبیاری در دقیقه ی 90</title>
          <description>
             پیرمرد بیچاره دقیقا 90 روز بود که به خاطر هپاتیت ب در بخش عفونی بستری بود، رنگش به زرد- سبز می‌زد و نایی برایش نمانده بود، ما جوجه انترن‌ها هم از ترس اینکه هپاتیت ب بگیریم، از دو متری در اتاقش هم رد نمی‌شدیم ...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=70
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>افکار</title>
          <description>
             افکار...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=69
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>مگس</title>
          <description>
             می گفت احساس می کنم تو گوشم یه مگس وزوز می کنه! توی گوشش را با اتوسکوپ نگاه کردم، حدث بزینید چی دیدم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=68
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>خر بهتر است یا عقاب!</title>
          <description>
             شترمرغ پرنده- نمای جالبی است، هوا که پس است سرش را می‌برد زیر شن ها و نشیمنش را می‌دهد هوا و فکر می‌کند عالم و آدم نمی‌بیندش!...خدا که از گل حیوانات را سرشت وقتی نوبت به انسان رسید گل تمام شده بود، پس به ناچار...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=67
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>تو پذیرشی یا دکتر!؟</title>
          <description>
             یکی ازروزهای کشیک در درمانگاه اورژانس اطفال خرم آباد لرستان: ساعت 4 صبح بود و دیگر رمقی بر مسئول پذیرشمان نمانده بود. من وپرهام گفتیم برو یک ساعتی بخواب، ما شماره می دهیم...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=62
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«آواتار»</title>
          <description>
             ...سال ۲۱۵۴‌میلادی، زمینی‌ها مشغول تشکیل مستعمرات در اقمار ستاره رجل قنطورس هستند.سیاره پندورا (Pandora) یکی از این اقمار است که حاوی تنوع شگفت انگیزی از حیات وحش فرازمینی است وجوی نامناسب برای تنفس انسانها دارد.سیاره و تمام موجوداتش دارای یک شبکه عصبی مشترک بوده و با هم درارتباطی پویا هستند و زمینی‌ها در پی تصرف و تصاحب ذخایر معدنی و طبیعی پاندورا هستند...جیمز کامرون کارگردان این فیلم، طرح فیلم را سال ۱۹۷۷ ریخته بود...ساکنین این سیاره، یعنی ناوی ها با قدی حدود دو متر و نیم ، وتن واندامی که بیش از آنکه عضلات برجسته و شانه‌های برآمده اش را به رخ کشد، تناسب و تقارن بی نظیرش را به نمایش ‌می‌گذارد، دارند. بدنی آنچنان چالاک که به سرانگشت اراده ای همچون یک یوزپلنگ‌ می‌تازد و به این و آن سو‌ می‌پرد...اما عشق او به یک ناوی زیبا- نیتیری (زویی سالدانا)- که دختر رئیس یکی از قبایل است و گذراندن دوره‌هایی سخت در کناراو و در دل طبیعت افسونگر پاندورا، برای اینکه یک ناوی واقعی شده ودر قبیله پذیرفته شود، خوی انسانی اش را بیدار‌می کند تا بر ضد اشغالگران برمی خیزد... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=61
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>تنها در باران</title>
          <description>
             تنها در باران...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=60
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ملاقاتی...</title>
          <description>
             ...ملاقات در آئینه
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=59
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کینو/چرخ و فلک بیمار-پزشک-دارو</title>
          <description>
             «هنرهاي تجسمي» گروهي از هنرها هستند كه براساس حس بينايي و ادراك وراي آن در مخاطب اثر، ساخته و پرداخته مي‌شوند. هنرهايي چون نقاشي، مجسمهسازي، طراحي، عكاسي، گرافيك، طراحي صنعتي، معماري و طراحي داخلي و ...كاريكاتور از واژه‌ي «كاريكاره» (Caricare) ايتاليايي به‌معناي زياده بار كردن، اغراق كردن يا چيزي را با آب و تاب تعريف كردن، گرفته شده است. هر چند گفته مي‌شود فردي به نام موسيني...جواكوين لاوادو (Joaquin lavado) كه همه او را با نام هنري كينو (Quino) مي‌شناسند، بي‌شك يكي از بزرگ‌ترين و خوش‌شيوه‌ترين كاريكاتوريست‌هاي دنياست. سواي جذابيت و اهميت موضوعات كاريكاتورهايش، او آن‌چنان استادانه از شيوه‌هاي تصويرگري در كارهايش بهره جسته كه...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=58
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نسخه ی هوش افزا/پاره ی ششم از شش گانه ی «هوش»</title>
          <description>
             «زندگي» يك آزمون بهره هوشي (IQ test) تمام‌عيار، همه‌جانبه و دايم است كه براي هر فردي به‌طور جداگانه و روزبه‌روز (و حتي گاه لحظه به لحظه) در قالب يك بازي توسط «كانون هوشمندي بي‌كران» طراحي و اجرا مي‌شود. مغز شما بي‌همتاست. امروزه بيش از 6 ميليارد نفر در كره‌ي زمين زندگي مي‌كنند كه اگر شما دوقلوي همساني نداشته باشيد، هيچ‌كدام از اين افراد كاملاً شبيه شما نيستند...اما در يك نگاه كلي نسخه‌اي كه با آن مي‌توان توانايي‌هاي هوشي را تقويت كرد سه قلم مهم دارد: 1- ورزش جسم، 2- ورزش ذهن، 3- تغذيه‌ي ناب...«هوش انساني» غول چراغ جادوي «علاءالدين» و چوب جادوي «هري پاتر» مغز ماست. تمامي ‌هر آن‌چه از نيك و بد تمدن بشري است از زهدان هوش انساني زاده شده است...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=57
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ترانه عکسها ی خیابانی(1)</title>
          <description>
             1- ريشه و تنه‌ي تنومند درختي بازمانده از روزگار شكوه و جلال طبيعت رشت در ابتداي خيابان «شريعتي» در ميدان شهرداري كه نشيمنگاه كارگران روزمزد عصر تكنولوژي شده است.
2- مرشد بزن زنگو! مراحل آفرينش يك ميل ورزش باستاني، از كنده‌ي درخت تا خراطي و سمباده و جلا. چه مي‌كند دستان هنرمند خليفه‌ي خدا روي زمين!
3- يك دوچرخه‌ي عجيب و غريب دست‌ساز... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=56
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کمربند مشکی</title>
          <description>
             دخترجوان متین و ظریفی از بیماران را همیشه برای آنهایی که بزور خوشان را تکان می دهند و درس که می خوانند مادرشان باید برایشان میوه و چای بیاورد نمونه می آورم.این دختر...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=55
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ترازوی هوش پیما(3)/پاره ی پنجم از شش گانه ی «هوش»</title>
          <description>
             آن‌چه گذشت .../
ديديم كه پس از اجباري شدن آموزش براي همه‌ي كودكان در فرانسه، آلفرد بينه آزموني طراحي كرد تا كودكان را براي طرح‌ريزي آموزشي از نظر هوشي رتبه‌بندي كند. سپس ويليام اشترن شاخص ضريب هوش (IQ) را معرفي كرد كه نسبت سن عقلي به سن تقويمي ضرب در صد است...تحقيقات نشان داده است كه متوسط IQ انسان از سال 1930 تا سال 2000 يك تا دو انحراف معيار افزايش داشته است! (يعني نه‌تنها ما از پدر و مادرهاي‌مان باهوش‌تريم، بلكه فرزندان‌مان هم از ما باهوش‌ترند.)...اگر ماجراي گندم و حضرت آدم را نديده بگيريم، شايد اين‌گونه به‌نظر برسد كه مردان در طول تاريخ به‌لحاظ گستردگي حضور در عرصه‌هاي علم و هنر از زنان باهوش‌تر بوده‌اند. اما بررسي‌هاي بسيار نشان داده است كه زنان در آزمون‌هاي حافظه‌اي (memory) و كلامي (verbal) و مردان در آزمون‌هاي رياضي (mathematical) و فضايي (spatial) كارايي بهتري از خود نشان داده‌اند.....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=54
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>کودک-هیولا</title>
          <description>
             دنياي كودكان در جنگ و صلح، در فقر و ثروت، در ايران و لبنان و آلمان و... و در هر عصر و زماني هميشه سرشار بود از دشت و گل و درخت و دوچرخه و عروسك و دويدن‌هايي بي‌هدف كه انگار تمامي ندارد. اما كودك امروز در تارهاي درهم تنيده‌ي ماهواره‌ها و اينترنت و بازي‌هاي كامپيوتري و پلي‌استيشن و پي. اس. پي و... رفتارها و پندارهاي كودكانه‌اش پيش از جوانه زدن مي‌خشكد و بيش از شكوفايي مي‌پژمرد. در جايي خواندم كه امروز نامناسب‌ترين فيلم‌هاي ترسناك براي كودكان نه فيلم‌هاي حادثه‌اي يا تريلر كه فيلم‌هاي خبري است! چرا كه ......
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=53
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دیوار</title>
          <description>
             ...هیچ چیز،دقیقا هیچ چیز در زندگی آنگونه نیست که به نظر می رسد....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=52
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>طب روح</title>
          <description>
             برخي از واژه‌ها آن‌چنان پشتوانه‌ي فرهنگي و تاريخي سنگيني با خود به‌همراه دارند كه همچون كشتيِ به‌گل نشسته‌اي پر از جلبك و مرجان و گل‌ولاي، اين‌ها را هم نمي‌شود بدون اين توده بار معناييِ گاه مفيد و گاه مزاحم، مستقلاً مورد داوري و كاربري قرار داد.
واژه‌هايي چون عشق، حقيقت، كمال، روح و معنويت از اين دسته‌اند.
در طول سال و قرن‌ها اين «كليدواژه‌ها» هر گاه در ذهن و گفتارهاي‌مان بروز كرده‌اند، تمامي آن حجم عظيم تجربه‌هاي انساني را، روا و ناروا، با خود آورده‌اند....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=51
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نابغه های ابله/3</title>
          <description>
             ....كمتر كسي است كه فيلم معروف «احمق‌ها در آكسفورد» لورل و هاردي را نديده باشد: آن ضربه‌ي كذايي پنجره‌ي كشويي بر سر لورل، او را به «لرد كارينگتون» تبديل كرد كه صبحش به تدريس در دانشگاه آكسفورد مي‌گذشت و عصرش به هم‌صحبتي با انيشتين و هايزنبرگ!....نيمكره‌ي چپ انتزاعي يا ذهني‌تر است و در نشانه‌شناسي، تفسير معنايي كلمات و «زبان بدن» يا «زبان اشاره» (Body language) نقش دارد.
اما مهارت‌هاي نيمكره‌ي راست غيرانتزاعي، عيني‌تر يا به‌عبارتي ملموس و واقعي‌تر و سرراست‌تر است (مثل حافظه يا كارهاي هنري) و اساساً از محاسبات پيچيده به‌دور است....كيم پيك بر دست‌كم 15 عنوان مختلف كاملاً مسلط است. نمونه‌هايي از دامنه‌ي كتابخانه‌ي اطلاعات ذهني اين غول حافظه شامل اين موارد است: تاريخ آمريكا، جاده‌ها و بزرگراه‌هاي آمريكا و كانادا، ورزش‌هاي حرفه‌اي (بيس‌بال، بسكتبال، فوتبال و ...)، برنامه‌هاي فضايي ناسا، فيلم‌ها و بازيگران، كتاب مقدس، تاريخ جهان، ادبيات و نويسندگان (او تمامي كتاب‌هاي شكسپير را به‌خاطر سپرده است! )، 


          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=50
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نابغه های ابله/2</title>
          <description>
             آن ده درصد جادويي!/
يك بيمار اوتيستي اغلب مشكلاتي جدي در درك مفهوم «زبان بدن» (Body language) دارد. صحبت كردن و نوشتن كلمات برايش اغلب دشوار يا ناممكن است. از مناسبات و ارتباطات اجتماعي «دنياي عيني» سر درنمي‌آورد و در دنياي ذهني خودساخته‌اش زندگي مي‌كند. اما ده درصد از كساني كه اوتيست يا «در خود مانده» هستند، به‌نحو شگفت‌انگيزي تمركز، توجه و مهارت ويژه‌اي در موضوعي خاص نشان مي‌دهند. اين‌ها حافظه‌اي فراعادي دارند به‌صورتي كه تمامي آن‌چه را مي‌بينند، مي‌شنوند يا مي‌خوانند بي‌كم و كاست در مغزشان ثبت و ضبط مي‌كنند. اين خصوصيت ويژه را «حافظه‌ي تصويري» (Photographic memory) مي‌نامند و اين افراد به ‌نام  “Autistic Savant” شناخته مي‌شوند....


          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=49
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>نابغه های ابله/1</title>
          <description>
             خلال دندان‌ها پس از برخورد محكم «ريموند» با پيشخدمت، كف رستوران ولو شدند. «ريموند» با يك نگاه آن‌ها را شمرد: 82،82،82 تا …!246تا(سه تا82).....در فيلم رين‌من «چارلي بابيت» (تام كروز)، مرد جواني كه با خريد و فروش اتومبيل‌هاي دست دوم روزگار مي‌گذراند، پس از مرگ پدرش با شگفتي درمي‌يابد كه او تقريباً همه‌ي ثروت سه ميليون دلاري‌اش را به «ريموند» (داستين هافمن) بخشيده است؛ برادري بزرگ‌تر با معلوليت ذهني كه او تا آن لحظه از وجودش بي‌خبر بوده است!....در گروه كوچكي از اين كودكان اوتیستی، توانايي‌هاي فراعادي شناختي يا ديداري- حركتي مشاهده مي‌شود كه مايه‌ي شگفتي بسيار است. اين «نابغه‌هاي در خودمان» به «دانشمندان ديوانه»معروف‌اند ....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=48
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>فواید روزنامه</title>
          <description>
             روزنامه خیلی مفید است، روزنامه را می شود مچاله کرد و توی کفش گذاشت تا فرم آن حفظ شود، می شود با آن شیشه های خانه را برق انداخت، می توان برای دانه کردن باقالی آنرا پهن کرد يا توي آن سبزي ....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=47
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>كارد اختلال،پنير روان</title>
          <description>
             در روزگار دانشجويي در گروه‌مان پسري موقر، متين و اهل ذوق بود كه دستي در ادب و هنر داشت. طنز مي‌نوشت، شعر مي‌سرود وگاهي نقدهايي براي ستون آزاد تابلوي توي راهرو مي‌نوشت. اواخر علوم پايه كه ما يك كلاس‌مان هم قضا نمي‌شد، برخلاف انتظار نامرتب به كلاس‌ها مي‌آمد. حرف‌هايي مي‌زد كه كم‌كم «نابه‌جا»يش به «به‌جا»يش مي‌چربيد و شعرهايي مي‌سرود كه گرچه از بسياري از اشعار اين روزها بهتر بود! اما از حد خودش بسيار كمتر شده بود. يك روز ديديم آن جوان آراسته با يك‌ دست لباس جين سنگ‌شور، دستكش چرمي موتورسواري و كتاني هفت رنگ آمد دانشكده! بعد از آن پرهايش مدام به چرخ‌هاي كميته‌ي انضباطي گير مي‌كرد. گذشت و مدتي از او بي‌خبر بوديم تا اين‌كه چندي بعد فهميديم ....در ايران، شيوع مقطعي (Point prevalence) اختلالات افسردگي در كشور به‌طور متوسط رقمي است در حدود 7/7% جمعيت 15 ساله و بالاتر. در ايران به‌طور متوسط 6/5% مردان و 8/9% زنان مبتلا به نوعي از انواع اختلالات افسردگي هستند. در شهرها و روستاها اين رقم به‌ترتيب 5/8 و 1/7% كل جمعيت 15 ساله و بالاتر مي‌باشد.» .......
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=46
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شيشه</title>
          <description>
             آخروقت اداري بود كه به خدماتي مان گفتم تا فردا شيشه هاي پنجره ي چند خانه ي چوبي اتاق معاينه را پاك كند و با انگشتم به يكي از آن شيشه ها اشاره كردم. فردا كه شد...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=45
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اطلس انديشه</title>
          <description>
             اطلس،به فرمان زئوس،خداي خدايان، محكوم شد تا ابد زمين را بر دوش هاي توانمند خود حمل كند، و آنكه مي انديشد ....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=44
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>تهران 71</title>
          <description>
             ...خورشید گوی فروزان ناهمگونی بود در افق آپارتمانهای مجتمع طرشت،پس...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=43
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سلام....</title>
          <description>
             دست دوستي....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=42
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>چرخه ي بود و نبود</title>
          <description>
             بودن يا نبودن، چه بسيار بوده ها كه انگار هرگز نبوده و نيستند و چه بسيار نبوده ها كه انگار هميشه بوده و هستند...و هر نبودی آغازی است برای بودنی دگر
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=41
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>سپیدمویان بازایستاده</title>
          <description>
             تمامی عمرمان که انگار به بلندای قصه های هزار و یکشب است گفتند و شنیدیم که«کار جوهر مرد است» . نه بچگی کردیم ونه جوانی، به امید آنکه در کهنسالی در کنار آهوی تیزپای موعود «بازنشستگی» نفسی تازه کنیم. پسر که بودیم کار کردیم و کار کردیم و باز کار کردیم. شکر خدا پدر که شدیم، کارمان دو برابر شد!.....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=40
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ترازوي هوش پيما(2)/پاره ي چهارم از ششگانه ي «هوش»</title>
          <description>
             آن‌چه گذشت
در گفتار پيشين گفتيم كه آلفرد بينه آزموني طراحي كرد تا بهره‌ي هوشي كودكان را براي طرح‌ريزي آموزشي درجه‌بندي كند و ويليام اشترن شاخص ضريب هوش يا IQ را معرفي كرد كه نسبت سن عقلي به سن تقويمي ضرب در 100 است (100×IQ=MA/CA)....در واقع آزمون‌هاي IQ تنها سه مورد از اين هفت مورد (هوش زباني، هوش منطقي- رياضي و هوش فضايي) را مي‌سنجد در حالي كه ممكن است فردي در يك تا چهار نوع ديگر از هوش توان بيشتري داشته باشد كه به‌خاطر زاويه‌ي ديد محدود IQ در «نقطه‌ي كور» قرار دارند....با اين همه آزمون‌هاي IQ «نماينده»‌اي از قابليت‌هاي شناختي و توانمندي‌هاي ذهني افراد هستند. آزمون‌هاي IQ توانايي تفكر را اندازه مي‌گيرند نه «دانسته‌هاي فرد» را....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=39
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>«پير كودكي»</title>
          <description>
             Progeria در زبان يوناني به‌معناي «كهن‌سالي» است و 
مفهوم دقيق‌ترآن «پيري زودرس» (Prematurity old) است....اول بار «كودكي كه به‌سرعت پير مي‌شد» توسط جاناتن هاتچينسون (Jonathan Hutchinson) در سال 1886 شناسايي و معرفي شد....در اين بيماري علايم جسماني روند سالخوردگي (Aging) با سرعتي حدود 6 تا 8 برابر طبيعي پيشرفت مي‌كند. براي نمونه يك كودك پروگرياي 9 ساله به‌لحاظ جسمي حدود 54 تا 72 ساله است....اما آيا ما با يك انسان كوچك كاملاً پير روبه‌روايم يا نه؟ در واقع، نه! چون برخي از جنبه‌هاي روند پيري هرگز در اين‌ها ايجاد نمي‌شود. براي نمونه....
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=34
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>براي زنده ماندن بكش</title>
          <description>
             آن دو تا نقطه‌ي سفيد كوچولو/
همه‌ي ماجرا از آن دو تا نقطه‌ي سفيد پر جنب ‌و جوش شروع شد كه با هم پينگ‌پونگ و فوتبال بازي مي‌كردند! اين اعجوبه‌ي نوظهور براي اولين‌بار بچه‌ها را با دنياي پر رمز و راز بازي‌هاي مجازي آشنا کرد و آن‌ها را ميخكوب جعبه‌ي جادو كرد كه اين‌بار با شعبده‌اي جديد، طُرفه نمايشي برپا كرده بود به نام: TV-Game. بعدها ATARI و SEGA آمدند و دلبري‌ها كردند تا نوپديده‌اي به نام PLAY STATION از راه رسيد و ....اما آيا هر آن‌چه در دنياي خيال مي‌گذرد غيرواقعي است؟ چندان مطمئن نباشيد!....تمام قهرمانان خيالي كودكي‌هاي ما و كودكي فرزندان‌مان- از «رابين‌هود» و «تارزان» و «سوپرمن» تا «هالك» و «شرك» و «هري پاتر» در همين دنياي ذهني اما به‌شدت ملموس زندگي مي‌كنند.....اين بازي‌ها با فراهم آوردن «فرصت و توهم آزادي مطلق» به بازيگر اجازه‌ي شليك با اسلحه، رانندگي مرگبار، ضرب و شتم ديگران و ... را مي‌دهند، بي‌آن‌كه در ظاهر آسيبي به او برسد يا مسووليتي متوجه او گردد... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=33
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>من سالار</title>
          <description>
             جواني كه شيفته‌ي خودش شد
در اساطير يونان آمده است كه نارسيس (Narcis) جوان زيبارويي بود كه به عشقِ دلدادگان خود (از دختران زميني و الهه‌هاي آسماني) كمترين توجهي نداشت. يكي از شيفتگان او حوري (Nymph) زيبايي به نام اكو (Echo) بود كه از عشق او روز و شب نداشت....در زبان انگليسي واژه‌ي Personality به‌معناي شخصيت از لغت لاتين Persona منشا گرفته است كه به‌معناي «نقاب» (Mask) است....از ديدگاه روانشناسي علمي، شخصيت (Personality) الگويي ديرپا، نافذ، بادوام، فراگير، قابل پيش‌بيني و ثابت از رفتار فرد و نيز بيان تجربه‌هاي درون و بيرون ذهن اوست كه در گستره‌اي از واقعيت‌ها و موقعيت‌هاي فردي و اجتماعي هويدا مي‌گردد....افراد داراي اختلال شخصيت خودشيفته الگوي پايداري از خودبزرگ‌بيني در فكر و رفتار خود دارند. اين‌ها با درك غيرواقع‌بينانه‌اي كه از اهميت خود دارند، احساس مي‌كنند آدم بسيار مهمي هستند (كه نيستند) و دايم درباره‌ي موفقيت بيكران خود (كه نداشته‌اند) خيالبافي مي‌كنند و در غرور مضحكي غوطه‌ورند....  
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=32
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>بازی ها (2)</title>
          <description>
             پارو بزن ترومن/
در فيلم تكان‌دهنده‌ي &quot;نمايش ترومن&quot; (Truman show: محصول 1998 آمريكا به كارگرداني پيتر وير) با بازي تحسين‌برانگيز جيم ‌كري، زندگي انساني به نام &quot;ترومن برنبك&quot; به تصوير كشيده شده است. ترومن بي‌آن‌كه بداند، از بدو تولد &quot;شومن&quot;ِ (Showman) يك برنامه‌ي زنده‌ي تمام‌وقت تلويزيوني است كه در سراسر دنيا پخش مي‌شود....در دنياي واقعي، ما تجربه‌ي بزرگ خداوند هستيم. به‌رغم مؤلفه‌هاي مشترك بسيار، ما اگرچه زير نظر و مراقبت او قرار داريم و به‌صورت نيمه‌هوشيارانه‌اي از طرح و برنامه‌ي الهي پيروي مي‌كنيم، اما حق انتخاب داريم و در كارگرداني زندگي خود يار و همكار خداوند هستيم...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=31
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>هوش انسانی/پاره ي اول از شش گانه ي «هوش»</title>
          <description>
             وقتي مي‌گوييم دلفين از فيل باهوش‌تر است، منظور ما چيست؟
آيا يك وكيل توانا از يك مكانيك زبردست هوش بيشتري دارد؟ آيا انيشتين از موزارت باهوش‌تر بود؟كرم خاكي ابله! كرم خاكي باهوش!
....پس از اين‌كه داروين معروف‌ترين كتابش «اصل انواع» را منتشر كرد، توجه به فرآيند تحول و تكامل هوش در موجودات زنده فزوني گرفت و آزمون‌هايي براي اندازه‌گيري هوش حيوانات طراحي شد..... پس از 25 سالگي روزانه حدود 12 هزار سلول عصبي مغز از دست مي‌رود، يعني چيزي حدود 4/4 ميليون سلول در سال!...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=30
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>فیلم «چهار پر»</title>
          <description>
             فيلم چهار پر ساخته ي شكهار كاپور(Shekhar Kapur) در سال  2002 يك سمفوني زيبا در ستايش انسانيت، فداكاري، شجاعت و وفاداري است.....هيت ل‍ژر(هري) با بازي عميق و ظريفش در نقش يك افسر انگليسي آنچنان شوريدگي و فرهيختگي را در هم مي آميزد كه حيران مي مانيم كه چرا در همان سال جايزه اسكار را دودستي پيشكشش نكرده اند وباز صدافسوس مي خوريم كه اين نابغه ي بازيگري در اوج جواني از صحنه ي زندگي رخت بربسته است. 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=29
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>اسير</title>
          <description>
             دانستن يا ندانستن...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=28
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شمع و گل و پروانه</title>
          <description>
             ... شمعي بود و گلي بود و پروانه اي...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=27
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ترازوي هوش پيما (1)/پاره ي سوم از شش گانه ي«هوش»</title>
          <description>
             همگي به‌صف به‌ترتيب «هوش»!
نخستين تلاش براي ساختن آزموني كه بتوان با آن هوش انساني را اندازه گرفت توسط سر فرانسيس گالتون (Sir Francis Galton)- كه پسرعموي چارلز داروين بود- انجام پذيرفت....اما اولين آزموني كه زيربناي سازه‌ي غول‌آساي «آزمون‌هاي هوش انساني» قرار گرفت، توسط روانشناس فرانسوي آلفرد بينه (Alfred Binet) در سال‌هاي آخر قرن نوزدهم فراهم شد..... IQ برابر است با سن عقلي تقسيم بر سن تقويمي ضرب‌در 100 (100× MA/CA)... 

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=24
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>دژ هوش ربا/پاره ي دوم از شش گانه ي «هوش»</title>
          <description>
             پادشاه خاور سه پسر داشت كه آنان را همواره از رفتن به شهر «نگارستان» و نزديك شدن به «دژ هوش‌ربا» برحذر مي‌داشت. اما پسران سرانجام مجذوب اين ميوه‌ي ممنوعه شدند و بدان شهر رفتند....اما شرط دختر خاقان براي ازدواج نه ثروت و مكنت بود و نه جمال و جلال، بلكه كفايت «هوش و دانايي» بود....هوارد گاردنر (Howard Gardner) نظريه «هوش هفت گانه» را ارايه داد. او باور داشت كه در هر انسان برآيندي از هفت نوع هوش (از قوي تا به ضعيف) برآيند هوشي و در نتيجه تفاوت‌هاي فردي او را نسبت به ديگران تعيين مي‌كند و شامل اين موارد است: 1.هوش زباني 2.هوش منطقي- رياضي 3.هوش بدني- جنبشي 4..... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=20
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>جوجه ها و آدم ها</title>
          <description>
             سه چهارماه پیش بود که خانم و آقای جوانی که سلامتی و طراوت از وجودشان می باريد و پسر چند ساله ی زیبائی داشتند، کودک شیرخواری را برای معاینه آوردند. کودک که فرزند دومشان بود مشکلات گونا گون جسمی داشت: لب و کام شکافدار دو طرفه، ناهنجاریهای قلبی، ورم دو طرفه کلیه ها، برگشت شدید اسید معده که باعث عفونت ریوی شده بود و وزنی حدود 2/5 کیلو...... پدرو مادرمی خواستند بگذارندش جایی که تا زمان مردن از او نگه داری کنند یا اصلا جایی رهایش کنند یا دست کم داروئی بدهند تا خلاصش کند یا به عبارتی از دستش خلاص شوند...
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=19
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>فیلم «در باره ي الي»</title>
          <description>
              «در باره الی» ساخته اصغر فرهادی بی تردید یک شاهکار است. فیلم نه تنها در پیشبرد یک روند داستانی منسجم موفق است بلکه آنچنان واقع گرایانه به این داستان سر و سامان می دهد که گاه نفس را در سینه حبس می کند..... 
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=17
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>بازي ها(1)</title>
          <description>
             اول/  در فیلم &quot;بازی&quot;(the Game) به کارگردانی دیوید فینچر (1997) شرح حال یک بانکدار مولتی میلیونر در سانفرانیسکو به تصویر کشیده شده است. نیکلاس وان اورتون (مایکل داگلاس) زندگی اجتماعی بسیارفعال وموفقی دارد. سال ها کار و تلاش در تجارت بانک از او انسانی سنگدل ساخته است که جز پول و قدرت چیزی نمی شناسد. او به تمام معنا تنهاست. .....هر گاه فرد در جمع دو نفره يا بيشتر قرار مي گيرد، شش راه براي &quot;ساخت زمان&quot; پيش رو دارد كه تقريبا تمامي رفتارهاي انساني را دربرمي گيرند:
-1 مناسك
-2 وقت گذراني
-3 كناره گيري
-4 صميميت
-5 فعاليت
-6 بازي.

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=16
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>ساديسم</title>
          <description>
             شايد در اولين يا خوش‌بينانه‌ترين نگاه اين‌گونه به‌نظر رسد كه «خشونت» يا «پرخاشگري» در بشر در اساس امري عارضي است اما با دقتي موشكافانه مي‌توان رد پا و ريشه‌هاي گسترده و عميق آن را در انسان جهان كهن و نوين دريافت كه اين گمان را به ترديد مي‌افكند. ....بروز مکرر چهار مورد از موارد زير به‌طور مکرر از ابتداي بزرگسالي به بعد در تشخيص اين اختلال ضروري است DSM III- R criteria:
1. خشونت بي‌رحمانه‌ي بدني به‌منظور تسلط در يک رابطه (نه صرفاً به‌خاطر رسيدن به اهداف دور از روابط بين فردي مانند کتک زدن کسي براي دزدي از او)
2. تحقير يا پست کردن کسي در حضور ديگران
3. تاديب يا تنبيه خشونت‌بار نامعمول کسي که زير فرمان اوست (مانند: كودك، دانش‌آموز، زنداني، بيمار و...)...

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=14
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>شل سيلور استاين</title>
          <description>
             در تمامي طول تاريخ، آدم بزرگ‌ها بچه‌ها را مجبور كرده‌اند كه دروغ نگويند، به بزرگ‌ترها سلام كنند، در مهماني‌ها شكلات و شيريني را غارت نكنند، لباس‌هاي‌شان را لك نكنند،......و هزار جور «بكن- نكن» جورواجور كه انگار تمامي ندارد. آن وقت خودشان محترمانه راه‌به‌راه به هم دروغ مي‌گويند،...شل سيلوراستاين (1999-1930) ...موسيقي‌دان، ترانه‌نويس، آهنگساز، كاريكاتوريست و مولف كتاب‌هاي كودك است. نگاه و سبك ويژه‌ي شل به دنياي پررمز و راز انسان‌ها،.... به‌گونه‌اي است كه انگار همه در آن به‌نوعي بخش  فراموش شده‌شان را مي‌يابند كه همان كودكي است كه هيچ‌گاه مجال بروز نيافته است.
          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=12
          </link>
   
     
        </item>
  
        <item>
          <title>فرصت يك بار زندگي</title>
          <description>
             فارغ از اين‌كه چند‌ساله‌ايم، در چه خانواده‌اي و با چه امكاناتي بزرگ شده‌ايم، چه مرام و مسلك و دين و مذهبي داريم، رنگ پوست‌مان چيست و از چه نژادي هستيم، و حتي سواي اين‌كه تا چه ميزان علم و دانش و تجربه و ثروت و مكنت اندوخته‌ايم، همه‌ي ما انسان‌ها دانسته و ندانسته، در يك نكته‌ي بسيار بديهي و به‌همان ميزان حياتي مشترك‌ايم. اين‌ كه: ممكن است امروز تنها و آخرين فرصتي باشد كه براي زندگي در اختيار داريم........

          </description>
          <link>
             http://www.human-puzzles.ir/showNews.aspx?id=11
          </link>
   
     
        </item>
  
      </channel>
    </rss>  
  


