 |
| ۱۳۸۹ يکشنبه ۱۴ شهريور
: امروز |
| 2010- September-5 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| شاهزاده ی ایرانی:شن های زمان |
|
| اگه میتونی منو بگیر! |
|
| رستاخیز |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شاخه :
|
خاطرات طبیبانه ی من
|
تاریخ درج:
|
1389/5/5
|
دفعات بازدید:
|
67
|
|
|
.jpg)
در یکی از رفت و آمدهایمان در دوران دانشجویی به تهران و رشت(دانشگاه علوم پزشکی ایران و خانه ی پدری) شاگرد راننده به یکی از مسافرهای بی نزاکت که گُر و گُر سیگار دود می کرد یواش گفت:آقا، توی اتوبوس سیگار نکش، مردم اذیت می شن. آن آقا هم جواب داد: شیشه که بازه، من که نمی تونم تا تهران بی سیگاری بکشم! شاگرد راننده یکی دو بار دیگر هم با اخم و تخم یک جوری به او فهماند که کارش درست نیست. اما یارو از رو نمی رفت که نمی رفت. ناگهان شاگرد با صدای بلند به راننده گفت: نگه دار! راننده هم که گویا اخلاق شاگردش حسابی دستش بود و می دانست جریان چیه زد روی ترمز و کشید کنار جاده. شاگرد رفت سراغ آقای دودکش، یقه اش را گرفت و کشان کشان برد تا در خروجی اتوبوس و انداختش بیرون و نعره زد: مگه نمی گم سیگار نکش، حرف آدم حالیت نیست! حالا پیاده تا تهران گز کن و آنقدر سیگار بکش تا جونت در بیاد! آقا ،یارو که اولش کانه شیر لم داده بود، شد سنگ روی یخ، افتادبه التماس که چرا داد می زنی و چشم و از این حرف ها، موش شد برگشت توی اتوبوس، گرفت نشست سر جایش ، سرش را هم بلند نکرد! شاگرد راننده نگاهی به مسافرها انداخت و با لبخندی از ته دل و با لحنی فیلسوفانه گفت: کاری که با دعوا حل می شه هیچوقت با زبون خوش حل نکنین. از آن به بعد این جمله همیشه در خاطرم مانده و بارها به دردم خورده است. به یک روایتی می شود گفت این همان «جنگ اول به از صلح آخر» است که بخصوص در ایران خیلی وقت ها بهتر جواب می دهد. در جوامع دموکراتیک البته به گمانم همان درستش که: «کاری که با زبان خوش حل می شود هیچوقت با دعوا حل نکنید» بیشتر وقت ها کار می کند، اما به تجربه ی من گره ی کارها اینجا با دندان بهتر باز می شود تا با دست !ا
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
 |
|
|
|