۱۳۸۹ يکشنبه ۱۴ شهريور : امروز
2010- September-5
دسته ها
کهکشان علم (2)
طرح ها و کاریکاتورهای من (18)
خاطرات طبیبانه ی من (21)
ترانه عکس های خیابانی (11)
سینما،ققنوس خیال و رئآل (6)
خرده اندیشه ها (8)
کتاب و موسیقی ناب (3)
گاه نوشته ها (6)
دل نوشته ها (4)
نما طنزهای طبیبانه (4)
لبخند و تلخند (4)
کلام کمال، کمال کلام (17)
شعر، سمفونی واژه ها (10)
مقالات
شگفتی های روح و ذهن و کالبد انسانی (8)
رمز و رازهای روانشناسی انسان (10)
لینک های زعفرانی به دهکده جهانی
قدیمی ترین نسخه های پزشکی تاریخ جهان(یک پزشک)
از افطار تا سحر(دکتر محسن مداح)درباره ی:زشت و زیبای روزه داری
مصاحبه ی رضا مجلسی(مستندساز برجسته ی گیلانی) با سایت"سینما تجربی"
تصاویر پانورامائی سه بعدی بسیار زیبا و 360درجه از مکان ها و موقعیت های توریستی و دیدنی در دنیا
پیوندها
مرکز طب روان- تن دکتر دیپاک چوپرا
گنجور(آثار سخن سرایان پارسی گو)
ماهنامه ي پزشكان گيل
محمود طیاری(ادبیات)
دکتر علی حیدری(گلهای زندگی/شعر)
دکتر مریم اسحاقی(بی تابانه ها)
توکا نیستانی(کاریکاتوریست)
آوای موج(سارا رها)
دکتر مسعود جوزی(آ باکلاه)
یک پزشک(علیرضا مجیدی)
شورای هماهنگی پزشکان عمومی گیلان
لغت نامه ی دهخدا
فرهنگ معین
حافظ مستانه
نگاه دوست
مهدی الماسی   در   "طب روح"  :
مونا جمشیدی نسب   در   "من سالار"  :
موریس شفقی   در   "آهن و عشق"  :
سایر دوستان
 سینمای ناب
شاهزاده ی ایرانی:شن های زمان
شاهزاده ی ایرانی:شن های زمان
اگه میتونی منو بگیر!
اگه میتونی منو بگیر!
رستاخیز
رستاخیز
لحظه ی اکنون
مقاله ی «طب روح» در باره ی اندیشه های معنوی دکتر بهرام الهی(متخصص جراحی کودکان در فرانسه و مولف کتابهای مرجع آناتومی دانشکده های پزشکی) و کم و کیف تعالی روحی انسان/      "غول صفر و یک چشم"در باره ی زشت و زیبای کامپیوتر، اینترنت، وبلاگ نویسی و ...ا    مقاله ی «بازی ها» در دو پاره ی (1) و (2) در باره ی کم و کیف هزارتوی کارگردانی "کانون هوشمندی بیکران" یا به تعبیر عامیانه "خدا"، و بازیگری "انسان" و تعامل این دو برهم، بر اساس فیلم های «ترومن شو» و «بازی»ا    سری مقالات «هوش و بهره ی هوشی» به ترتیب:«هوش انسانی» / « دژ هوش ربا» در کم و کیف هوش /  «ترازوی هوش پیما» (1)، (2) و (3) در کم و کیف آزمون های بهره ی هوشی /«نسخه ی هوش افزا» در راه های تقویت هوش با: ورزش ذهن، ورزش جسم و تغذیه ی ناب    مقاله ی «کارد اختلال، پنیر روان» در باره ی آمار بیماریهای روانی در جامعه ی انسانی که نگاهی است به گوناگونی کمی و کیفی اختلالات روانی    نشانگان پیر کودکی یا سندرم «پروگریا»، یک بیماری بسیار نادر که در آن کودک با سرعتی در حدود شش تا هشت برابر روند طبیعی، پیر می شود    کپی کردن مقالات، نوشته ها وعکس های این سایت در صورت آوردن لینک و نام این قلم مانعی ندارد، اما کپی ناقص بخشی از آنها بویژه به منظور نقد و تفسیر شخصی با اصول کپی رایت و اصول اولیه ی حفظ حریم و احترام انسانی در تضاد است ، با سپاس    مقاله ی «من سالار» در مورد اختلال شخصیت خوددشیفته یا نارسی سیستیک/      مقاله ی «سادیسم» در مورد اختلال شخصیت سادیستیک یا دیگرآزار    مقاله ی «برای زنده ماندن بکش» در مورد بازیهای ویدیوئی و کامپیوتریو اثرات مثبت و منفی آنها بر جسم و روح و روان کودکان و نوجوانان    
ترازوی هوش پیما(3)/پاره ی سوم از شش گانه ی «هوش»
شاخه : رمز و رازهای روانشناسی انسان تاریخ درج: 1388/11/10 دفعات بازدید: 184


مروري بر تفاوت‌هاي هوشي در نسل‌ها، سنين و جنس‌هاي مختلف

ترازوي هوش‌پيما (3)

 

آن‌چه گذشت ...

ديديم كه پس از اجباري شدن آموزش براي همه‌ي كودكان در فرانسه، آلفرد بينه آزموني طراحي كرد تا كودكان را براي طرح‌ريزي آموزشي از نظر هوشي رتبه‌بندي كند. سپس ويليام اشترن شاخص ضريب هوش (IQ) را معرفي كرد كه نسبت سن عقلي به سن تقويمي ضرب در صد است. لويس ترمن بازنگري آزمون را به نام «آزمون استانفورد- بينه» آماده كرد كه تا امروز كاربردهاي فراواني در آموزشگاه‌ها دارد. ترمن اما برخلاف بينه بر سرشتي و قطعي بودن هوش بسيار مصر بود و بر اين باور بود كه نژادهاي اروپايي و آمريكايي هوش بيشتري دارند. اين باور، ايده‌ي «برتري نژادي» را در آلمان نازي نهادينه كرد. بعدها ديويد وكسلر آزموني ساخت كه به توانايي زباني بستگي محكمي نداشت و براي همه‌ي گروه‌هاي سني مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

همچنين ديديم كه ميزان IQ در رده‌هاي شغلي مختلف با هم متفاوت است. اما با اين‌همه نمره‌ي IQ تنها يك جنبه از تشخيص توانايي ذهني است و موارد ديگري مانند «مهارت‌هاي سازشي» هم بايد در نظر گرفته شود. («رفتار سازشي» مجموعه‌اي از مهارت‌هاي مفهومي، اجتماعي و عملي است كه باعث مي‌شود افراد توان پاسخ‌دهي مناسب و به‌عبارتي رفتار مناسب در رويارويي با موقعيت‌هاي مختلف زندگي داشته باشند.)

 

گام‌هاي انسان بر پلكان هوش

تحقيقات نشان داده است كه متوسط IQ انسان از سال 1930 تا سال 2000 يك تا دو انحراف معيار افزايش داشته است! (يعني نهتنها ما از پدر و مادرهايمان باهوشتريم، بلكه فرزندانمان هم از ما باهوشترند.) اين ميزان افزايش در چنين برش كوچكي از كيك زمان (چيزي حدود 70 سال) بسيار بيشتر از آن است كه آن را به تغيير در عوامل ژنتيكي انسان نسبت دهيم. پس قضيه چيست؟

 

اثر فلين

بررسي‌هاي محققي به نام جيمز فلين در دههي80 نشان داد كه طي قرن گذشته متوسط بهره‌ي هوشي در هر دهه سه امتياز افزايش داشته است. اين الگو نهتنها براي همه نوع آزمون هوش كه از گروههاي مختلفي گرفته بودند صادق بود، بلكه در حدود سي كشور دنيا هم نتايج مشابهي به‌دست داد. اين پديده «اثر فلين» (Flynn effect ناميده مي‌شود. اين افزايش در كشورهاي بلژيك، هلند و اسرائيل در بالاترين حد خود يعني 20 امتياز در هر نسل (30 سال) و در دانمارك و سوئد در پايينترين حد خود يعني 10 امتياز در هر نسل بوده و به‌نظر ميرسد در حال شدت گرفتن است. از آن‌جا كه امتيازات بهره‌ي هوشي همواره با توجه به امتياز متوسط براي گروه مورد آزمون فعلي محاسبه مي‌شود، اين افزايش همواره در سايه‌ي نمره‌ي ميانگين، مخفي (masked) مي‌شد. بدين ترتيب كسي كه يك قرن پيش آدم باهوشي تلقي ميشد، با معيارهاي امروزي كمهوش محسوب مي‌شود!

جالب اينجاست كه تا حال فرض بر اين بود كه عامل عمده در امتيازات پايينتر بهره‌ي هوشي در مسنترها نسبت به جوانترها «زوال هوش» است، اما با توجه به اينكه افراد مسن در دوراني آموزش و پرورش يافته بودند كه سطح عمومي هوش پايينتر بود، نقش عوامل محيطي را ميتوان اگر نه بيشتر كه دستكم همپاي عوامل زيستي دانست. فلين كه خود اذعان دارد از نتايج حاصله سردرگم و شگفتزده شده است، ميگويد: «امروزه تعداد كساني كه امتيازات بهره‌ي هوشي آن‌ها به‌قدري بالاست كه به‌عنوان نابغه طبقه‌بندي مي‌شوند نسبت به نسل گذشته– سواي عامل افزايش جمعيت– بيش از بيست درصد فزوني داشته است!» به باور او ما اكنون شاهد يك «نوزايي فرهنگي عظيم» هستيم كه با توجه به اكتشافات و اختراعات روز افزون علمي و تحولات فرهنگي و هنري پيرامونمان دور از ذهن نيست.

در ابتدا به‌نظر ميرسيد تحصيلات آكادميك زيربناي اين سازه‌ي عظيم پيشرونده باشد، اما در واقع عوامل بسياري در اين راه موثر بودهاند: بالا رفتن كيفيت زندگي در همه‌ي زمينه‌ها، بهداشت و تغذيه‌ي بهتر، توجه بيشتر والدين به كودكان خود، تعداد كمتر فرزندان، رشد سطح علمي و اقتصادي گستره‌ي وسيعتري از والدين و رشد رسانه‌هايي همچون اينترنت، تلويزيون و كانالهاي ماهوارهاي، كتابها، روزنامه‌ها، مجلات و... و سازوكارهاي بسيار پيشرفته‌تر اجتماعي و بهتبع آن حجم بيشتر اطلاعات كه خود به معضلات فكري افزون‌تر و پيچيده‌تر منتهي مي‌شود و روشهاي بهتر و كارآمدتري براي حل و فصل مي‌طلبد. حتي صرف استفاده از وسايل روزمره‌ي زندگي هم پيشرفت شناختي افزون‌تري را سببساز ميشود. كاربرد ابزارهايي كه يك زندگي مدرن را تشكيل مي‌دهد از ماشين‌هاي ظرفشويي و لباسشويي گرفته تا دي وي دي، هندي كم، دوربينهاي ديجيتال، مايكروويو و موبايل (با يك دوجين كاتالوگ كه بايد به‌دقت خوانده و اجرا شوند) و در نهايت كامپيوتر و لبتاپ نوع انتزاعي‌تري از استدلال را طلب ميكنند. آنچه از اينهمه نتيجه ميشود يك روند افزاينده‌ي «ورزيدگي فكري» است كه تمدن بشري را پيش ميبرد. بسياري ممكن است خرده بگيرند كه پيشرفت‌هاي روزافزون بشري در واقع انسانها را از بسياري جهات از دستيابي به اكسير «خوشبختي» دور كرده و به‌جاي آن با نوشابه‌ي «رفاه» سيراب ساخته است. سخن شايسته‌اي است، اما به باور من، محصولات كارخانه‌ي عظيم تمدن انساني بسيار بيشتر و بهتر از آن است كه با نگاه بدبينانه به فضولات ناگزير آن، كليتش را ناديده بگيريم.

 

هوش سيال، هوش كريستال

آزمونهايي همچون Raven، Norvegian matrices، Horn test و ... «هوش سيال» (Fluid intelligence) را مي‌سنجند. به‌عبارتي اين آزمون‌ها بيشتر بر «حل مساله» (Solving problems) تاكيد دارند تا بر مهارت يا خبرگي در كلمات و نشانه‌ها (Words & symbols). امتيازات بهره‌ي هوشي در اين آزمون‌ها افزايشي حدود 15 نمره يا يك انحراف استاندارد معيار در هر نسل داشته است. اما آزمون‌هايي نظير وكسلر و استانفورد- بينه علاوه بر هوش سيال، «هوش كريستال يا متبلور» (Crystalized intelligence) را نيز مي‌سنجند. به‌عبارتي برخي از سوالات اين آزمون‌ها بر حل مساله با توانايي استدلال تاكيد دارند، اما برخي ديگر اطلاعات فراگيري شده نظير مهارت‌هاي كلامي و رياضي را اندازه مي‌گيرند. امتيازات بهره‌ي هوشي در اين آزمونها حدود 9 نمره در هر نسل افزايش داشته است.

 

آيا دود از كنده بلند ميشود؟

ديديم كه بخش عمده‌اي از عللي كه باعث ميشود نمره‌ي بهره‌ي هوشي پدربزرگها و مادربزرگها از نوه‌هايشان كمتر شود به تفاوت در كيفيت زندگي نسل‌هاي متوالي، به‌ويژه به شيوه‌ها و منابع آموزشي آنان، بازميگردد. اما به‌هرحال بخش ديگر را بايد در عوامل زيستي جستجو كرد. با آنكه بيش از 95 درصد از سلولهاي مغزي در پيري هنوز زنده و فعال هستند اما تغييرات شناختي طبيعي در سنين كهنسالي ميتواند سرعت و دقت پاسخگويي را در آزمونهاي هوش مختل كند، درست بههمانگونه كه رانندگي براي افراد مسن بهدليل كاهش سرعت واكنش به كنش‌هاي محيطي دشوارتر است. گرچه برخي مناطق مغزي با يك سازوكار جبراني در سنين بالا افزايش فعاليت نشان مي‌دهند و از طرفي گاهي «تجربه‌ي كهن» از «علم جوان» پيشي مي‌گيرد، اما به‌هرحال با بالا رفتن سن از حدت هوش كاسته مي‌شود. همزماني تغيير نسل با تحولي همهجانبه در دنياي انساني، توانايي رويارويي دو نسل را در شرايط برابر محيطي ناممكن مي‌سازد.

در حقيقت مفهوم تغيير نسل با توجه به سرعت پيشرفت‌هاي علمي از سي سال به حدود پانزده سال رسيده است. پدر و مادرهاي ميانسال امروزي تصور هم نميكردند كه بچه‌هايشان به‌جاي طبيعت زنده و بازيهاي پرجنبوجوش، از بام تا شام با بازي‌هاي كامپيوتري، MP3 & 4، پلي‌استيشن و وب‌كم‌هاي‌شان ور بروند يا بسياري از اصطلاحات و تكيه‌كلام‌هايي را كه بين بچه‌ها و دوستان‌شان رد و بدل مي‌شود متوجه نشوند. اما سواي تغييرات شناختي خفيف، مهم‌ترين عاملي كه اختلال شناختي گسترده‌تري ايجاد مي‌كند «زوال عقل» است.

 

وقتي هوش از سر مي‌پرد

زوال عقلي (Dementia) يك اختلال اكتسابي فراگير و اغلب پيش‌رونده‌ي اعمال شناختي است كه «محتواي هوشياري» را مختل مي‌سازد اما بر «سطح هوشياري» تاثيري ندارد. با افزايش سن بر ميزان بروز زوال عقلي افزوده مي‌شود (در حدود 5 تا 20 درصد افراد بالاي 65 سال دچار زوال عقلي مي‌شوند) اما نبايد آن را عارضه‌ي اجتناب‌ناپذير دوران كهولت دانست. تغييرات خفيف در عملكرد نورولوژيك در سالمندان طبيعي مشاهده مي‌شود: تغييرات شناختي مانند اختلالات حافظه (فراموشي خوش‌خيم سالمندان)، تغييرات حركتي (آتروفي عضلاني، افزايش تون عضلاني)، اختلالات راه رفتن (قدم‌هاي كوتاه با پاهاي گشاده از هم)، تغييرات حسي (اختلال در حواس پنج‌گانه به‌خصوص كاهش حس ارتعاش) و تغييرات رفلكسي (از بين رفتن رفلكس‌هاي شكمي و مچ پايي و...). بزرگ شدن بطن‌ها و شيارهاي مغزي در CTS يا MRI در افراد مسن طبيعي شايع است و نبايد آن را تنها نشانه‌ي وجود زوال عقل دانست.

اختلالات «محتواي هوشياري» شامل اختلالات فراگير شناختي (زوال عقلي) و اختلالات محدود مانند آفازي (اختلال زبان= Aphasia) و سندرم‌هاي فراموشي مي‌شود. «اختلال شناختي» شامل اعمالي چون حافظه، زبان، اعمال لوب پاريتال (تصويرسازي، افتراق چپ- راست، تعيين محل اشيا‌ در فضا) و اعمال لوب فرونتال يا تمامي كورتكس (قضاوت، انتزاع يا abstraction و محتواي فكر، مانند انجام اعمالي كه از پيش آموخته شده) مي‌شود. از بين بيماري‌هايي كه ممكن است سبب بروز زوال عقلي شوند شيوع بيماري آلزهايمر (Alzheimer) بسيار بيش از علل ديگر است. در مرتبه‌ي دوم «زوال عقلي به‌همراه اجسام لوي» (Lewy body) و در مرتبه‌ي سوم «زوال عقلي عروقي در نتيجه‌ي سكته‌هاي متعدد» (Stroke by Stroke) قرار دارند.

علل زوال عقلي را مي‌توان در سه دسته‌ي زير تقسيم كرد:

1. زوال عقلي با شواهد آزمايشگاهي يا باليني بيماري فراگير (Systemic): هيپوتيروئيدي، هيپو و سودوهيپوپاراتيروئيدي، بيماري كوشينگ، كمبود‌هاي تغذيه‌اي (اسيد فوليك، B12، تيامين: Alcoholic Dementia)، بيماري ويلسون، بيماري‌هاي كبدي، سوءمصرف مواد

2. زوال عقلي همراه با ساير نشانه‌هاي نورولوژيك: سكته‌هاي متعدد مغزي، تومورها، عفونت‌ها (هرپس سيمپلكس، كروتزفلت جاكوب، نوروسيفيليس، مننژيت كريپتوكوكي، ايدز و ...)، بيماري‌هاي دژنراتيو (كره‌ي هانتينگتون)، تروما، هيدروسفالي با فشار طبيعي

3. زوال عقلي مستقل: بيماري پيك، بيماري آلزهايمر.

 

آدم باهوش‌تر بود يا حوا؟

اگر ماجراي گندم و حضرت آدم را نديده بگيريم، شايد اين‌گونه به‌نظر برسد كه مردان در طول تاريخ به‌لحاظ گستردگي حضور در عرصه‌هاي علم و هنر از زنان باهوش‌تر بوده‌اند. اما بررسي‌هاي بسيار نشان داده است كه زنان در آزمون‌هاي حافظه‌اي (memory) و كلامي (verbal) و مردان در آزمون‌هاي رياضي (mathematical) و فضايي (spatial) كارايي بهتري از خود نشان داده‌اند. اين مساله مرا به‌ياد كتابي مي‌اندازد با ‌عنوان «چرا مردان بد گوش مي‌دهند و زنان نمي‌توانند نقشه بخوانند؟» همچنين گستره‌ي نمرات در مردان بيشتر است (IQ‌هاي خيلي بالا و خيلي پايين) اما زنان گستره‌ي نمرات IQ متعادل‌تري دارند. جالب‌ترين ايده‌اي كه در همين موارد شنيده‌ام اين است كه برحسب ساختارهاي زيستي و ذهني متفاوت زن و مرد، طبيعت زنان به‌گونه‌اي است كه با خلق يك انسان ديگر (تولد و پرورش فرزند) به رضامندي ذهني و كمال عيني كافي دست مي‌يابند، اما مردان اين خلا را بايد با خلق يك اثر علمي، هنري يا اجتماعي به‌نوعي جبران كنند. با اين‌همه به‌نظر نمي‌رسد متوسط ميزان هوش فرزندان آدم و حوا تفاوت به‌دردبخوري داشته باشد!

 

باهوش‌ترين مرد و زن در دنياي امروز

آن‌گونه كه در كتاب ركوردهاي «گينس» (Guiness) 2007 ثبت شده است، باهوش‌ترين زن دنيا در حال حاضر مرلين وس ساوانت (Marilyn vos Ssavant) متولد سال 1946 است. او وقتي 10 ساله بود بهره‌ي هوشي 210 داشت و اكنون بهره‌ي هوشي 185 دارد. وي يك روزنامه‌نويس، نمايشنامه‌نويس و سخنران جهاني و همسر دكتر جاويك (Javik) سازنده‌ي اولين قلب مصنوعي دنياست و در حال حاضر مشاور ارشد مالي «موسسه‌‌ي قلب جاويك» (Javik heart institute) است و به همسرش در تحقيقات بيماري‌هاي قلب و عروق كمك مي‌كند. مرلين از سال 1986 در مجله‌ي Parade در ستون يكشنبه‌ها به نام Ask Marylin به پرسش‌هاي علمي، هنري و ... هزاران خواننده در زمينه‌هاي مختلف پاسخ‌هاي دقيقي مي‌دهد و محبوبيت بسيار دارد. او از اعضا‌ي اصلي انجمن ملي كودكان نابغه و موزه‌ي ملي تاريخ زنان در نيويورك آمريكاست و در سال 1998 برنده‌ي جايزه‌ي «زنان تاريخ‌ساز» شده است. او همچنين نويسنده‌ي كتاب‌هاي متعددي است از جمله «من هر چه را در مدرسه ياد گرفته بودم فراموش كرده‌ام!» كه درباره‌ي نحوه‌ي يادآوري آموخته‌هاي گذشته است.

باهوش‌ترين مرد دنيا كيم اونگ يونگ (Kim-ung-young) متولد سال 1963 است كه نمره‌ي بهره‌ي هوشي 210 دارد.  كيم در 4 سالگي به زبان‌هاي كره‌اي، ژاپني، آلماني و انگليسي مي‌خواند و مي‌نوشت، معماهاي مشكل رياضي را حل مي‌كرد و نامش در كتاب ركوردهاي گينس به‌عنوان كودك نابغه‌ي كره‌اي ثبت شده بود. او از 3 تا 6 سالگي در دانشگاه «هانيانگ» دانشجوي مهمان در رشته‌ي فيزيك بود، در 7 سالگي به «ناسا» دعوت شد و سرانجام در 15 سالگي PhD فيزيك گرفت و در ناسا به تحقيقات فضايي مشغول شد. سپس تغيير رشته داد و در مهندسي شهري (Civil engineering) دكترا گرفت و هم‌اكنون استاد ارشد دانشگاه بين‌المللي «چانگ بوك» كره جنوبي است.


 

نویسنده: دکتر افشین خداشناس
برچسب ها: تفاوت های هوشی , بهره ی هوشی , زوال عقلی , دکتر افشین خداشناس
نظرات دوستان : 0 نظر

نام :  
پست الکترونیکی:
 
 
آدرس سایت / وبلاگ :
 
نظر*:  
 
پری از سیمرغ

مردی ناخوش آواز با صدای گوش خراش هر روز در گذری قرآن می خواند. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت:چه میزان بابت این خواندن، ماهیانه اجرت می گیری؟ گفت: هیچ! گفت: پس چرا می خوانی؟  گفت: برای رضای خدا می خوانم!  گفت: برای رضای خدا مخوان!!ا

مثنوی/مولوی

براده های اندیشه

نوشته ای بر دل و ذهن می نشیند که فاخر، موجز، مرتبط و متین باشد. نگاشته ی چنین قلمی به سبکی، دور خیزی و باروری قاصدک خواهد بود. درهم پیچیدگی های چندوجهی و ساده گی های تک وجهی کلام، هر دو آفت میوه ی قلم اند و به افتادن از دو سوی بام می مانند


یادداشت های خودمانی
89/6/14
عصرا پیاده سوار می رم مطب تا یه نمه کالری بسوزونم و یه هوایی بخورم و پشت میز نشینی تنبلم نکنه. توی هفته هم اگه این بانک و اون اداره و این جا و اونجا کار داشته باشم، اگه خیلی دور نباشن پیاده میرم.یه روز جهنمی امسال عدل تو گرمای 37 درجه ی نیمه ی مرداد تو تاکسی و ترافیک سنگین خیابون سعدی قفل شده بودیم. حسابی جوش آورده بودم و پشیمون شدم که با ماشین و خنکای کولر و نوای موسیقی اش نرفتم که یهو چشمم افتاد به دو تا کارگر که با عرقچین روی پیشونی و خیس عرق، بیل به دست پشت یه وانت، روی یه کپه ی قلوه -قیر داغ واستادن و دارن خالی شون می کنن تو خیابون برایآسفالت. از خودم خجالت کشیدم که بیست سی دقیقه گرما رو از سرمای کولر خونه تا کولر مطب طاقت ندارم و دارم نق می زنم.کاش به جای اینکه همش به دو طبقه بالاتر از خودمون نگاه کنیم گاهی یه نگاه هم به دو طبقه پائین تراز خودمون بندازیم تا جامونو گم نکنیم
Copyright right © 2010 human-puzzles.ir . All rights reserved
Powered by : Mahyanet.com