|
نسخهي هوشافزا
«زندگي» يك آزمون بهره هوشي (IQ test) تمامعيار، همهجانبه و دايم است كه براي هر فردي بهطور جداگانه و روزبهروز (و حتي گاه لحظه به لحظه) در قالب يك بازي توسط «كانون هوشمندي بيكران» طراحي و اجرا ميشود. مغز شما بيهمتاست. امروزه بيش از 6 ميليارد نفر در كرهي زمين زندگي ميكنند كه اگر شما دوقلوي همساني نداشته باشيد، هيچكدام از اين افراد كاملاً شبيه شما نيستند. احساسات و عواطف، آرزوها و روياها، علايق و استعدادهاي شما همانند DNA و اثر انگشتتان يگانه و بيهمتا هستند. مغز شما قادر است به تعداد نامحدودي ارتباطات بين عصبي (سيناپس) و بههمان نسبت الگوهاي فكري بسازد. در سال 1968 روانشناسي به نام پايوتر آنوخين (Pyoter Anokhin) كه شاگرد پاولف (Pavlov) بود، در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيد كه كمترين حد امكان ايجاد «الگوهاي فكري» در يك مغز متوسط از نظر بهرهي هوشي عدد «1» است با 5/10 ميليون كيلومتر «صفر» در جلوي آن! بنابراين توان فكري شما بسيار بالاتر از نمرهي IQتان است. اين آزمونها، همانگونه كه گفتيم، با زاويهي ديد باريكي كه دارند تنها سه نوع هوش از هوشهاي هفتگانه را ميسنجند: «هوش منطقي-رياضي» و «هوش كلامي» از مغز چپ و «هوش فضايي» از مغز راست.
هوارد گاردنر در سال 1993 با نظريهي «هوش هفتگانه»ي خود راه را براي درك بهتر عملكرد مغز گشود. پس از آن تا 25 زيرگونهي مختلف از هوش شناسايي و ثبت شد كه بيشتر آنها از تيررس آزمونهاي بهرهي هوشي بهكلي دور هستند (مانند هوش Existentialist و هوش Naturalist). معدلي از نتايج 200 تحقيق كه در مجلهي Nature به چاپ رسيد نشان ميدهد كه ژنها تا 48% در هوش موثرند و 52% ديگر را مراقبتهاي دوران كودكي، تغذيه، ورزش، محيط خانوادگي و اجتماعي، و آموزش و پرورش رقم ميزنند. بهعبارتي اگرچه ژنتيك باعث ميشود كه در يك زمينهي خاص استعداد داشته باشيد اما نمرات IQ (و بهطور كلي هوش) بسته به عوامل بالا و البته تلاش فردي كاملاً قابل بهبود و افزايش است. حال براي اينكه نسخهي معقولي براي افزودن بر هوش بپيچيم ابتدا بايد به تعريف هوش بازگرديم: هوش انساني يك توانايي ذهني و جسميعموميشامل توانايي استدلال، برنامهريزي، نظارت، حل مسايل، تفكر انتزاعي، درك افكار، يادگيري از آزمونها و كسب دانش و تجربه است. همچنين هوش را ميتوان به تعبيري توانايي رفتار موثر در موقعيتهاي مختلف و ساماندهي موثر سازوكارهاي زيستي دانست. بنابراين بهطبع هر عاملي كه بتواند بر يكي از اين اجزا يا زيرردههاي آنها تاثير مثبتي بگذارد بر برآيند آنها يعني «هوش» تاثير مطلوبي خواهد گذاشت. براي نمونه تمام روشهاي تقويت حافظه در نهايت بر هوش خواهند افزود. اما در يك نگاه كلي نسخهاي كه با آن ميتوان تواناييهاي هوشي را تقويت كرد سه قلم مهم دارد: 1- ورزش جسم، 2- ورزش ذهن، 3- تغذيهي ناب.
ورزش جسم
ورزشهاي بدني آنچنان اثرات شگفتانگيزي بر كاركرد دستگاههاي مختلف بدن همچون تنفس، گردش خون عضلات و اسكلت، پوست، گوارش و سيستم عصبي دارد كه حد و مرزي نميشناسد. از آنجا كه ذهن بر پايهي سلامت و آمادگي جسم امكان بروز مفيد و موثر مييابد، نرمشها و ورزشهاي بدني اكنون ديگر يك گزينه نيستند بلكه يك انتخاب حتمي و ضرورياند. ورزش به ساخته شدن سلولهاي جديد در هيپوكامپ (مركز يادگيري و حافظه) كمك ميكند و فرآيند رشد و ترميم سلولهاي عصبي را در مغز بهبود ميبخشد. همچنين ورزش هماهنگي بين سيستم عصبي بهويژه مغز با تمام دستگاههاي بدن را بالا ميبرد كه در نهايت به تعامل بهتر بخشهاي مختلف بدن با هم و با محيط اطراف كمك شاياني ميكند. ورزشهاي هوازي (Aerobic) بر سلامت عمومي بدن بسيار موثرند. بهويژه پيادهروي و شنا با يك اثر مراقبهاي بر هماهنگي ذهن- بدن اثر افزودهاي دارند. 
ورزش با بهبود كيفيت كار سيستم قلبي- عروقي و تنفسي، بر سرعت پردازش دادهها در مغز ميافزايد. حتي چند تنفس عميق از راه بيني سرعت اكسيژنرساني به مغز را تقويت و فكر را بهاصطلاح «باز» ميكند. ورزش هر چه باشد (پيادهروي تنها يا بسكتبال جمعي) بايد به نوع و نفس انجام آن علاقهمند باشيد. همچنين بايد در زمان و مكان مناسب و با آرامش خيال به آن بپردازيد. نيز بايد هفتهاي سه بار منظم و مداوم آن را انجام دهيد. ورزش اگر در يك جمع دوستانه يا دستكم با يك دوست صميمي صورت پذيرد اثربخشتر است. در بهترين حالت اگر با همسر يا فرزندتان به تمرينات ورزشي بپردازيد نه تنها جسمتان را تقويت ميكند بلكه بر قوام و دوام بستگيهاي عاطفي در خانواده ميافزايد. ورزش نشاط تمركز و اعتماد بهنفس را بالا ميبرد و ورزشهاي جمعي همچنين بر توانايي مديريت، تصميمگيري، هماهنگي و همفكري با ديگران ميافزايند و در يك كلام شرايط بهتري براي جسم كه بستر ذهن است، فراهم ميآورند. ورزش دستكم بر دو نوع هوش اثر مطلوبي دارد: هوش بدني- جنبشي و هوش ميان فردي.
ورزش ذهن
مغز شبيه عضله است؛ اگر از آن استفاده نكنيد ضعيف ميشود و اگر استفاده كنيد قوي ميشود؛ بههمين سادگي! تحقيقات اخير دانشمندان نشان داده است كه پس از سن 25 سالگي هر روزه تعداد 12.000 سلول عصبي از دست ميرود اما جاي نگراني نيست چون تا سنين بالا حجم از دست رفتهي مغزمان به 5 درصد هم نميرسد! از طرفي- برخلاف باورهاي پيشين- امكان توليد مجدد سلولهاي مغزي منتفي نيست. همچنين در صورت استفادهي منظم و مداوم از قابليتهاي مغز ارتباطات عصبي گستردهتر و موثرتري برقرار خواهد شد كه بهسادگي از دست نميروند. همانگونه كه در تمرينات بدنسازي ميتوان با تمركز روي برخي عضلات آنها را قويتر كرد، بخشهاي مختلف مغز در حرفهها و هنرهاي متفاوت بهگونهاي اختصاصي قدرتمندتر و كارآزمودهتر ميشود. در موسيقيدانها بخشهاي مربوط به فراگيري شناسايي و بازنوازي آواها و نتها در كيفيت بالاتري ساماندهي ميشوند. بههمانگونه بخشهاي مربوط به راه و نقشهيابي فضايي و واكنش به كنشهاي موجود در اتوموبيل و جادهها و خيابانها در رانندگان، و بخشهاي مربوط به حافظه و يادگيري و تجزيه و تحليل دادهها در مهندسان و پزشكان رشد بيشتري دارد. بهعبارتي افرادي كه شغلهايي با مهارت بالا دارند داراي سيناپسهاي بهتر و بيشتري در زمينهي كاري خود در مغزشان هستند.
حالا كه مغز اينقدر انعطافپذير است، پس ميتوان با كمي حوصله و تلاش آن را بهگونهاي دلخواه «تربيت» كرد، بازآموخت و بهكار برد. پيش از همه بايد بدانيم براي آنكه نتايج بهتري در زندگي بهدست آوريم بايد مدام ياد بگيريم. اگر ياد گرفتن متوقف شود مهارت و توانايي حل مشكلات بهتدريج كمتر و كمتر ميشود. همانگونه كه گفتيم، اگر از مغزمان استفاده نكنيم (not use) يا بد استفاده كنيم (abuse) توانايي تفكر در ما كاهش مييابد و مختل ميشود. اعمالي كه بهصورت عادت درميآيند ديگر نيازي به تجزيه و تحليل ندارند و در سطوح پستتر مانند پياز نخاعي انجام ميشوند. پس هر روز بايد با اين تصوير ذهني كه «من ميخواهم امروز چيز جديدي بياموزم» آغاز شود. با عمل كردن به موارد زير ميتوان به گفتهي «هركول پوآرو» سلولهاي خاكستري مغز را از خمودي نجات داد و به فعاليت واداشت:
1- كمتر تلويزيون تماشا كنيد!
دفعهي بعد كه از شما آمار خانوادهتان را پرسيدند، لطفاً تلويزيون را هم يك نفر حساب كنيد! برنامههاي تلويزيوني از فيلمهاي زيبا تا برنامههاي آموزشي يا تفريحي جذاب بهترين منابع براي آموختن و لذت بردن هستند. اما منظور ساعتهاي بسياري است كه جلوي برنامههاي بدردنخور تلويزيوني و ماهوارهاي- كه هر كدامشان را بيشتر از چند دقيقه نميبينيم- ولو شده روي مبل راحتي و كنترل از راه دور بهدست و تنقلات در بغل هدر ميرود. اين «جعبهي جادو»- يا ديگر حالا «صفحهي جادو»-ي نوراني توان فكري ديداري و شنيداريمان را تخليه ميكند. به اين جريان ساعتها بازي با پلياستيشن و سگا را هم اضافه كنيد كه غالب اوقات زمان مفيد را باد هوا ميكنند.
2- جلوي مونيتور كامپيوتر مجسمه نشويد!
بهتر است كامپيوتر را هم به آمار خانوادهمان اضافه كنيم. نرمافزارها و برنامههاي آموزشي مفيد، سفر به گوشه و كنار دنيا با اينترنت، عكسها و مقالات و اخبار بسيار جالب و همهي آن دنياي اطلاعات كه با يك Enter وارد مغزمان ميشود بيترديد بر افزودن به هوشمان موثرند. اما منظور آن ساعتهاي طولاني است كه با Chat كردن، گير و داد E-mail، بازيهاي خشونتبار كامپيوتري و هرزهگردي در سايتهاي اينترنتي تلف، و آن نيروي ذهني است كه تخليه و فرسوده ميشود، و البته دور نگه داشتن خانواده از برقراري روابط رودرروي انساني و همچنين فعاليتهاي بدني.
3- تا خروسخوان بيدار نمانيد!
هيچ چيز بيشتر از بيخوابي تمركز را كاهش نميدهد. دير خوابيدن و جبران آن با دير بيدار شدن به ساعت زيستي بدن آسيب ميرساند. ساعات اوليهي صبح مانند سرگل چاي مطبوع بهاره آرامش و خلاقيت را به انسان هديه ميكند. همچنين با 10 تا 20 دقيقه چرت زدن در بعد از ظهر ميتوانيم باتري جسمي و ذهنيمان را دوباره شارژ كنيم.
4- كتابها دكور نيستند؛ آنها را بخوانيد!
كتابها اشيايي براي تزيين كتابخانهي منزلتان نيستند؛ بايد آنها را خواند. كتاب در دسترسترين، كمهزينهترين و موفقيتآميزترين روش آموزش ذهن است. اين يار مهربان ما را با دنيايي از شگفتيها آشنا و درگير ميكند. داستانها و رمانها، كتابهاي تاريخي، ديوان اشعار، فرهنگنامهها، سفرنامهها و فيلمنامهها سرشار از رازهايي است كه تا عميقترين لايههاي ذهنيمان نفوذ ميكنند و ما را با خود به آنجا ميبرند كه هرگز در زندگي روزمره توان و مجال دسترسي به آن را نداريم.
5- گوشتان را با موسيقي آشتي دهيد!
در اساطير آمده است كه به مدد نواي موسيقي، كه فرشتهاي به فرمان خدا روز ازل در اندرون جسم بيجان مينواخت، روح آزاد و رها فريفته شد كه به بند جسد درآيد. موسيقي به ذهن شما كمك ميكند تا آرامش كمال و زيبايي را تجربه كنيد. يك موسيقي خوب در ما احساس بهتري را زنده ميكند كه در سايهي آن مغز ميتواند موثرتر عمل كند. روانشناسي به نام فرانس روشر (Frances Rauscher) در سال 1998 دريافت كه گوش سپردن به موسيقي موزارت فعاليت عصبي را در مغز بهبود ميبخشد و نمرهي IQرا بالا ميبرد. ساير تحقيقات بر اين نكته تاكيد داشتند كه كودكاني كه به كلاسهاي موسيقي ميروند IQشان به چند نمره بالاتر از ساير كودكان خواهد رسيد (هوش موسيقايي).
6- مغز شما درون جمجمهتان نيست!
بنا بر باور برخي مكاتب همچون طب آيورودايي هند، هوشياري در سراسر جسم پراكنده است و همهي سلولهاي بدن حتي كليه و پوست و كبد بههمان اندازهي مغز هوشمند هستند. جداسازي معمول جسم از روان و ذهن و احساسات و عواطف ديگر اعتبار چنداني ندارد. اينها مانند تصوير شگفتانگيزي از كرهي زمين كه انوشه انصاري از دريچهي فضاپيما ديده بود بدون مرز و يكپارچهاند. بنابراين در هر كاري بايد با تمام وجودمان حضور داشته باشيم و به نداي درونيمان حساس باشيم تا نتيجهي دلخواه بگيريم و بر خود و محيط اطرافمان اثر ماندگاري بگذاريم.
7- دور خودتان نچرخيد! 
براي اينكه روي كارها، برنامهها و كتابهاي متعدد و پراكنده انرژي و وقتتان را هدر ندهيد، روي چند مورد كه با توان، سليقه و استعدادهايتان هماهنگي دارد تمركز كنيد. زندگيتان را كلاً فاكتور بگيريد! هر آنچه را كه باعث ميشود ذهنتان مغشوش شود دور بريزيد. هميشه بهياد داشته باشيد كه همسر و فرزندتان مهمترين پروژهي زندگيتان هستند. دكتر ديپاك چوپرا ميگويد: «نخست بايد بدانيد كه چه كار نبايد بكنيد». بهجاي اينكه مدام دنبال اين باشيد كه چه كار «بكنيد» بهتر است، اول ببينيد چه كار «نكنيد» بهتر است!
8- خودتان را قالب نگيريد!
بههيچوجه تواناييهاي ذهني و جسميخودتان را مرزبندي نكنيد. ظرفيتهاي جسمي و روحي- رواني ما به وسعت يك باغ سرسبز و بزرگ است كه ما تابهحال كمابيش بهاندازهي يك سبد از آن ميوه چيدهايم!
9- چمدانهايتان را ببنديد!
سفر به شهرها و كشورهاي ديگر و آشنايي با فرهنگ و آداب و رسوم و باورهاي متفاوت و لهجهها و گويشها و زبانها و ريخت و قيافههاي متفاوت و همچنين غذاهاي جديد با مزه و رنگ و بوي متفاوت از لذتبخشترين تفريحات است و دامنه و عمق تفكر را در ما بيشتر ميكند. اينقدر به كار و زندگيتان دودستي نچسبيد!
10- با «جور ديگرها» دوستي كنيد!
با كساني دوستي كنيد كه متفاوت فكر ميكنند. هنرمندان مهندسان و انديشمندان در هر زمينهاي بهسبب نوع ديگري از تعامل و نگرش به زندگي كه شما نداشتهايد ويژگيهاي خاصي در رفتارها و پندارهايشان ديده ميشود كه منظر شما را بر افقهاي جديد ميگشايد و ايدههاي جديدي را در ذهنتان شكوفا ميكند.
11- با ذهن بازي كنيد!
انجام بازيها و ورزشهاي ذهني مانند شطرنج، جورچين (پازل)، جدولهاي كلمات، معماها و آزمونهاي هوش مغز شما را درگير چالشهايي ميكند كه در افزايش سطح هوش بسيار موثر است (بهخصوص هوش فضايي، منطقي- رياضي و كلامي).
12- جادوي سينما را تجربه كنيد!
كارگردانها اغلب انسانهاي خاصي هستند. آنها انديشههاي ناب خود را با مديريت بر هنرهاي ششگانه با ظرافت تمام در قالب هنر هفتم ساماندهي ميكنند. نوع ويژهاي از نگرش به زندگي كه با ديدن يك فيلم ناب در ذهن جلوهگر ميشود همتايي ندارد. فيلم زيباي «ريش قرمز» (به كارگرداني آكيرا كوروساوا و بازيگري توشيرو ميفونه)كه زندگي و كار يك پزشك مردمدوست ژاپني را به تصوير كشيده بود، بهياد ميآوريد؟ كافي است شاهكارهايي همچون «هوش مصنوعي»، «ذهن زيبا»، «نجات سرباز رايان»، «فورست گامپ» يا «سولاريس» را ببينيد تا دريچههاي ذهنتان بهروي انبوهي از پرسش و پاسخهاي انديشمندانه باز شود و دنيايي يكسر متفاوت را تجربه كنيد.
مغز ما از هر ابركامپيوتري انعطافپذيرتر، نيرومندتر و چندبعديتر است پس پيش بهسوي پرهيز از كليشههاي هميشگي زندگي و گذر به دنياي پررمز و راز نزديكترين و عزيزترين انسانهايي كه شريك زندگيمان هستند (يعني همسر و فرزندان) كه ذهن را با ضربآهنگي منظم بهسوي كمال پيش ميبرد، تلاش در معرفي ايدههاي جديد در كار و زندگي فاصله گرفتن از چرخهي روزمرگي و عادتهاي تكراري، پرداختن به علايق كودكي كه در گيرودار زندگي فراموش شدهاند در كنار كار روزانه، پرهيز از چسبيدن به يك عقيده و پذيرا و باز بودن در برابر عقايد و باورهاي دگرگونه، حتي تغيير چيدمان و رنگبندي منزل، و در يك كلام تلاش براي ورود به دنياي ناشناختهها و ندانستههاي زندگي.
تغذيهي ناب
رشد مغز تا سن 25-20 سالگي ادامه دارد و حدود 30% از انرژي پايهي بدن به مصرف مغز ميرسد. گلوكز در تمام سنين مادهي اصلي تامين كنندهي انرژي براي سيستم اعصاب مركزي و محيطي است. آنچه ميخوريم جزيي از ما ميشود، پس داشتن يك رژيم غذايي متعادل كه در آن از مواد غذايي سالم و متنوع به تناسب درست استفاده شده باشد براي سلامتي جسمي و رواني ضروري است.
كمبود تغذيه اثرات ناگواري بر رشد و تكامل مغز جنين و كودك- بهويژه تا سن دو سالگي- دارد و ارتباط بين كمبود ويتامينها و املاح با بسياري از بيماريها مشخص شده است: كمبود يد باعث كرتينيسم در كودك ميشود؛ كمبود ويتامين E، اسيد فوليك و سلنيوم را با اختلالات عصبي مختلف از جمله آلزايمر مرتبط دانستهاند؛ وجود ويتامين B12 براي حفظ و نگهداري ميلين در تارهاي عصبي لازم است و كمبود آن از علل نادر زوال عقلي است؛ كمبود ويتامينهاي گروه B اختلال حافظه ايجاد ميكند؛ وجود اسيدهاي چرب غيراشباع براي عملكرد درست مغز ضروري است؛ سنتز پروتئينهاي مغزي به دريافت منظم اسيدهاي آمينه ضروري بستگي دارد؛ و بسياري از موارد ديگر كه ميشود به آن پرداخت ... اما در يك كلام بهجاي اينكه خودمان را در هزارتوي رابطهي بين اين موارد گم كنيم، ميتوانيم به توصيهي مادربزرگ عمل كنيم: «سبزي و ميوه بيشتر بخور، چربي و شيريني كمتر!» دكتر نسرين عاقلي در كتاب «اصول تغذيه و رژيمدرماني» مينويسد:
يك فرد بالغ و سالم براي رفع نيازمنديهاي غذايي خود بايد به توصيههاي زير عمل كند:
1- مصرف يك بار گوشت يا جايگزين آن (100گرم) در روز وتغيير نوع آن (ماكيان، گوساله، گوسفند و ...)
2- مصرف دو وعده ماهي يا محصولات دريايي در هفته
3- مصرف دستكم دو عدد ميوه يا 150 گرم سبزي در روز
4- مصرف دو بار لبنيات كمچرب در روز (يك ليوان شير برابر است با يك ليوان ماست يا دو ليوان دوغ يا 30 گرم- كه ميشود بهقدر يك قوطي كبريت- پنير)
5- مصرف يك بار حبوبات يا غلات در روز
6- مصرف دست بالا 5-4 عدد تخممرغ در هفته (شامل موارد مصرفي در آشپزي)
7- مصرف روغنهاي گياهي (كه نوع آن هر از چندگاه بايد عوض شود)
8- مصرف محدود نمك در آشپزي و سر سفره و مصرف شيريني كمچرب و محدود كردن مرباجات.
- هر 30 گرم گوشت پخته= يك عدد تخممرغ= يكسوم ليوان حبوبات پخته
- هر 30 گرم نان= يك عدد سيبزميني متوسط= نصف ليوان برنج پخته= نصف ليوان ماكاروني پخته.
با اين تفاصيل، بر برخي از مواد غذايي كه بر عملكرد مغزي اثرات خوب و بد بيشتري دارند دقيق ميشويم:
1- كمتر شكر بخوريد!
حيف كه شكلات و بستني و مربا و باقلوا اينقدر خوشمزهاند! وگرنه ميشد «شكر»را «سم شيرين» ناميد و از آن حسابي دوري كرد. مصرف درازمدت كالري اضافهي موجود در اين مواد غذايي آدم را بهسوي چاقي و ديابت و بيماريهاي وابسته به آن نظير اوستئوآرتريت، پرفشاري خون و البته سكتههاي قلبي و مغزي سوق ميدهد و به سلامتي عمومي بدن و در نتيجه جريان زيستي تفكر آسيب جدي وارد ميسازد.
2- كمتر چربي بخوريد!
مصرف بيش از نياز چربيها همانند قندها خطر چاقي و گرفتاريهاي ناشي از آن را بهدنبال دارد. از طرفي مهارتهاي ذهني مانند هوشياري و يادگيري با بالا رفتن اسيدهاي چرب اشباع شده در بدن كندتر ميشود. روغنهاي گياهي مانند روغن زيتون، كانولا (كلزا)، افتابگردان و سويا و دانههاي روغني مانند فندق و گردو مصرف كنيد و جز در موارد خاص از مصرف روغنهاي جامد و سرخكردنيها مانند چيپس و غذاهاي آماده (fast foods) بپرهيزيد. البته مشكل ميتوانيم از يك پرس جوجه سوخاري كه به آن مهمان شدهايم دل بكنيم! اما مهم اين است كه ذايقهي غذاييمان را به مصرف اين دسته غذاها معتاد نكنيم كه ترك آن بسيار مشكل است.
3- سبزي و ميوه بخوريد!
مصرف ميوه و سبزيجات كه سرشار از آنتياكسيدانها، ويتامينهاي A، B، C، فوليك اسيد و مواد معدني مورد نياز بدن هستند، از آسيب رشتههاي عصبي كه در نهايت به بيماريهايي چون آلزايمر ميانجامد جلوگيري ميكند. ميوهها و سبزيجات تازه حدود 12.000 نوع رنگدانهي گياهي (Phytochemical) و 180 نوع ويتامين و مادهي معدني دارند.
4- الكل ننوشيد!
پلاگرا (Pellagra) كه از كمبود اسيد نيكوتينيك ناشي ميشود، در الكليسم مزمن شايع است و سبب درگيري نورونهاي كورتكس مغز، هستههاي قاعدهاي، ساقهي مغز، مخچه و سلولهاي شاخ قدامي نخاع ميشود كه ممكن است به زوال عقل بيانجامد. معتادان به الكل كه دچار سوءتغذيه ميشوند ممكن است دچار سندرم «ماركيافا وابينامي» شوند كه مشخصهي آن نكروز كورپوس كالوزوم و مادهي سفيد سابكورتيكال است كه زوال عقلي ميدهد. همچنين «سندرم فراموشي كورساكف» از علل شايع اختلال شناختي در الكليهاست كه موجب اختلال حافظه ميشود. محروميت از الكل خود به لرزش (Tremulousness)، توهمات، خطاهاي ادراكي، تشنج و دليريوم ترمنس (Delirium Tremens) ميانجامد. دلیریوم ترمنس خطرناكترين عارضهي محروميت از الكل است، 5-3 روز پس از قطع مصرف الكل بروز ميكند، حداكثر 72 ساعت طول ميكشد و مشخصههاي آن عبارتاند از گيجي، بي قراري، تب، تعريق، تاكيكاردي، پرفشاري خون و توهمات).
5- امگا- 3 بخوريد!
ماهيهاي با گوشت تيره مثل ماهي آزاد، تون، ساردين و پوستهداران دريايي همچون ميگو و صدف (اگر آلوده به تركيبات جيوه و ساير فلزات سنگين نباشند) منابع عالي امگا- 3 هستند. مغز پس از نسج چربي غنيترين عضو سرشار از چربي است. وجود اسيدهاي چرب غيراشباع (Unsaturated Fatty Acids= UFA) مانند امگا- 3 در تمامي سنين بهويژه كودكان براي رشد و عملكرد طبيعي مغز ضروري است. شيرخواراني كه مادرانشان در دوران بارداري و شيردهي از UFA نظير امگا- 3 استفاده كردهاند تا سن 30 ماهگي رشد كاملتر و سريعتري از نظر رواني- حركتي Psychomotor))پيدا كردهاند. همچنين افزايش اندازهي دور سرشان روند پذيرفتنيتري دارد كه ميتواند نشانگر افزايش احتمالي IQي آنان باشد. امگا- 3 در پيشگيري از برخي اختلالات رواني همچون افسردگي و زوال عقلي (بهخصوص آلزايمر) موثر است. كمبود آلفالينولنيك اسيد (3:18 امگا- 3) در عملكرد مغزي اختلال ايجاد ميكند كه به اختلالات عصبي- حسي و رفتاري (با اثر بر كورتكس فرونتال) ميانجامد. كمبود امگا- 3 مغز را در تطبيق با موقعيتهاي جديد دچار اختلال ميكند، درك را در اعصاب شنوايي، بينايي و بويايي كاهش ميدهد و كمبو د حافظه و توجه را سبب ميشود. اخيراً شير، تخممرغ و نان غني شده با امگا-3 هم وارد بازار غذايي شده است.
6- تخممرغ و سويا بخوريد!
اول ببينيم «لسيتين» چيست. لسيتين (Lecithin) يك لغت يوناني بهمعناي زردهي تخممرغ است. اين ماده يك فسفوليپيد است كه اغلب بهعنوان فسفاتيديل كولين شناخته ميشود. مغز براي انجام فعاليتهاي طبيعي خود به «استيل كولين» نياز دارد كه بهخصوص براي مركز حافظه ضروري است. لسيتين غذا در كبد شكسته و «كولين» از آن جدا ميگردد كه از آن استيل كولين ساخته ميشود. وقتي ميزان استيل كولين طبيعي باشد مغز توانايي ضبط و نگهداري صحبتها، نوشتهها و ديدهها را خواهد داشت و در شرايط كمبود آن قدرت حافظه بهتدريج كاهش مييابد و فرد توانايي پذيرش، نگهداري و بازخواني دادههاي ذهني را بهتدريج از دست ميدهد.
برخي از داروهاي موثر بر اختلالات شناختي در آلزايمر عبارتاند از پيشسازهاي استيل كولين (كولين، لسيتين)، داروهايي كه ترشح استيل كولين را ميافزايند (پيراستام)، مهاركنندههاي آنزيم استيل كولين استراز (تاكرين، دونپزيل، ريواستيگمين يا Exelon) و آگونيستهاي گيرندههاي موسكاريني كولينرژيك (آركولين). لسيتين در عدس، ذرت، شير، زردهي تخممرغ، تخم آفتابگردان، جوانهي گندم، بادام زميني، آرد جو دوسر، گوشت و جگر گوساله وجود دارد، اما «سويا» كه WHO آن را «سلطان لسيتين» معرفي كرده، منبع عاليتري براي لسيتين است بهطوري كه هم كيفيت و هم كميت لسيتين در آن بالاتر و بيشتر است.
و اما «تخممرغ» بهراستي يك مائدهي آسماني است. تخممرغ سرشار از ويتامينهاي B12، B6، B2،B1، E، K، D، A و مواد معدني نظير آهن، روي، كلسيم، سلنيوم، يد و فسفر است. هر عدد تخم مرغ متوسط 3/6 گرم پروتئين با ارزش بيولوژيكي بالا دارد كه تمام اسيد آمينههاي ضروري براي بدن را داراست. تخممرغ همچنين كلسترول و لسيتين دارد كه كلسترول در توليد هورمونهاي جنسي، كورتيزول، ويتامين D و نمكهاي صفراوي بهكار ميآيد. برخلاف تصور قبلي، اكنون محققان دريافتهاند كه كلسترول دريافتي از غذا و كلسترول خون يكي نيستند و بخش اعظم كلسترول در داخل بدن ساخته ميشود. از ديگر سو، تنها 20-15% افراد از نظر ميزان افزايش كلسترول خون به كلسترول خوراكي حساس هستند. تخممرغ حاوي كارتنوئيدهايي مانند لوتئين (Lutein) و زيزانتين (Zeaxanthin) است كه در پيشگيري از برخي سرطانها و بيماريهاي چشميناشي از پيري مانند Macular degeneration موثر است. مصرف تخممرغ با مواد غذايي فقير از نظر پروتئين نظير نان، برنج و غلات ارزش پروتئيني غذا را بالا ميبرد. با اينهمه تخممرغ 29% چربي اشباع شده دارد كه با مصرف دست بالا 5-4 عدد در هفته از آن ميتوان بدون نگراني از مزاياي اين ماده مغذي عالي بهره برد. البته بهعلت احتمال آلودگي تخممرغ با سالمونلا يا آنفلوانزاي مرغي بهتر است بهصورت پخته مصرف شود.
7- كنجد بخوريد!
دانهي كنجد غني از مواد معدني، اسيد آمينهي ليزين، هورمونها و روغنهاي گياهي و بهخصوص لسيتين است. كنجد يك مادهي انرژيزا و تقويت كنندهي موثر حافظه است. دانهي كنجد 50% روغن دارد كه چيزي حدود 70% از آن اسيدهاي چرب اشباع نشده مانند لينولئيك اسيد و اولئيك اسيد است كه بر كاهش سطح كلسترول خون موثرند. همچنين مصرف كنجد در حاملگي- بهدليل لسيتين آن- سبب افزايش هوش كودكان ميشود.
با مصرف مناسب تمام گروههای مواد غذايي شامل غلات، سبزيجات، ميوهجات، روغنها و كربوهيدراتها و غذاهاي انرژيزاي ديگر، لبنيات، گوشت و حبوبات با توجه به سبك زندگي و ميزان فعاليت بدني، تمام نيازهاي تغذيهاي انسان تامين ميشود و جز در شرايط بيماريها، بارداري و شيردهي، الكليسم يا كمبودهاي تغذيهاي بهعلل مختلف نيازي به مصرف قرص و كپسول و شربتهاي جورواجور و رنگارنگ مواد معدني املاح و ويتامينها نيست.
كلام آخر
«هوش انساني» غول چراغ جادوي «علاءالدين» و چوب جادوي «هري پاتر» مغز ماست. تمامي هر آنچه از نيك و بد تمدن بشري است از زهدان هوش انساني زاده شده است.پیش از این ملیونها سال بر کائنات و کهکشانها و زمین گذشته است تا نوبت زندگی به من و شما برسد.زین پس ملیونها سال بی لطف حضور ما بر جهان خواهد گذشت.از بین ملیونها نوع جانوری که در زمین زیسته اند تنها حلقه انسان است که به گوهر یکدانه «هوش انسانی» مزین شده است. بر ماست که این نگین بیهمتا و گوهر یکانه را قدر بگذاریم و به سهم خود بر تندیس عظیم «تمدن انسانی» ضرباهنگی خوش بیادگار باقی گذاریم.
|